منتظران ظهور

پیوندها

۱۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

۰عکس کاردستی

عکس کاردستی

هر سال در آستانه اعیاد به خصوص عید نوروز، یکی از دغدغه های بزرگترها عیدی هایی است که باید به بچه های اقوام و دوستان و یا شاگردان مدرسه یا مهد کودک بدهند. اگر دوست دارید هنر خودتان را به دیگران هدیه کنید و یا بودجه کافی برای تهیه تعداد زیادی هدیه را ندارید، حتما این نوشته را ببینید.

همه دوست دارند بهترین هدیه ها  را به بچه ها بدهند ولی همیشه، برای خوشحال کردن بچه ها نیازی به صرف هزینه های سنگین نیست و با صرف کمی زمان و به خرج دادن سلیقه و البته آموزشهای کودک سیتی ! می توانید عیدی های مناسبی را برای بچه ها تهیه کنید. اگر این عیدی را به عنوان بزرگتر به بچه ها می دهید، می توانید در کنار این هدیه ها، مبلغی را هم به عنوان عیدی نقدی بگذارید و اگر به عنوان مربی مهد کودک و یا معلم می خواهید به بچه ها عیدی بدهید، می توانید با کمک خودشان این کاردستی ها را بسازید و با یک کارت از طرف خودتان به کودک بدهید تا به منزل ببرد.

در این نوشته ایده های متنوع و جالبی برای کادو وعیدی هایی که می توانید به بچه ها بدهید، آمده است.

می توانید خانه ای را با پاکت های شیر برای بچه ها درست کنید! آموزش ساخت این کاردستی را در لینک زیر ببینید:

عکس کاردستی

عکس کاردستی

طرز ساخت خانه با پاکت شیر یا آب میوه

برای بچه های پیش دبستانی و دبستانی می توانید شیک ترین جامدادی ها را به آسانی درست کنید و هدیه بدهید:

عکس کاردستی

عکس کاردستی

عکس کاردستی جامدادی

عکس کاردستی جامدادی



عکس کاردستی

عکس کاردستی

آموزش ساخت شهر برفی در منزل

و یا با لباسها عروسک  و حاجی فیروز درست کنید:

عکس کاردستی

عکس کاردستی

می توانید مشابه آموزش این نوشته و با کمی تغییر، حاجی فیروز درست کنید:

آموزش ساخت عروسک در منزل

می توانید تخم مرغ های سفالی را به زیبایی به شکل حیوانات تزیین کنید و هدیه بدهید:

عکس کاردستی

عکس کاردستی

آموزش تزیین تخم مرغ به شکل حیوانات مختلف

و یا این اسباب بازی های قشنگ را درست کنید و هدیه بدهید:

عکس کاردستی

عکس کاردستی

و یا یک آدمک رباتی کاغذی درست کنید!

و یا برای بچه ها گردن بند و گیره مو درست کنید:

عکس کاردستی

عکس کاردستی

آموزش ساخت کاردستی گردن بند و گیره مو و تل با ماکارونی







فاطمه رستمی
۲۷ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۱۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

رنگ به رنگ تا آرامش

آشنایی با تأثیر رنگ ها (1)

رنگ برای ایجاد آرامش:

در زندگی پرتلاطم امروزی، داشتن آرامش، یکی از نیازهای ضروری انسان عصر حاضر است. همه ی ما برای یافتن لحظاتی آرام و بدون دغدغه در جستجو هستیم و گاه نیز فکر می کنیم رسیدن به آرامش روحی و فکری امری محال است.

 

در این دنیای پرتحرک که هر روز در حال تغییر و تحول است، برای ایجاد آرامش و دادن این حس به انسان ها، نیازمند خلق چنین تفکری هستیم که درون خانه به دنبال آسایش و تمرکز فکری باشیم. برای طراحی این چنین محیطی، رنگ ، یکی از ضروریات است.

 

در یک خانه، رنگ به دو گونه مورد توجه قرار می گیرد؛ یکی فضای کلی و عمومی خانه، دیگری مجموعه ای از ترکیب بندی های رنگی که در یک اتاق و اجزای داخلی آن وجود دارد. با استفاده از رنگ مناسب می توان محیطی و فضایی برای استراحت و آرامش یافت، و آن گاه خانه تبدیل به پناهگاه و مأمنی می شود برای فرصت تفکر و اندیشه.

 

در این میان لازم است رنگ ها و تأثیر متقابل آن ها را بر یکدیگر بشناسیم. رنگ های همخوان یا همان رنگ هایی که در دایره ی رنگی ، مجاور یکدیگر قرار دارند،نقش مهمی درایجاد آرامش دارند. حتی اگر این رنگ ها تُنمایه ای قوی داشته باشند، مانند آبی تیره، سبز تیره، و ارغوانی، باز هم به انسان آرامش می دهند.

 

 اما برای به دست آوردن شناخت بیشتر، نکات مطرح شده در سلسله مقالات آشنایی با تأثیررنگها،می تواند راهگشا باشد. بر این اساس، اثر بخشی برخی از رنگ ها بر یکدیگر را با نگاهی موشکافانه بررسی می کنیم.

نمایی از ترکیب رنگ  آبی

رنگ آبی، در مجموع، رنگی است آرامش بخش و تفکر برانگیز. این اتاق با رنگ های مشابه و همساز در زمینه ی آبی و به شیوه ی چیدمان کشورهای خاوردور آراسته شده است، و آباژور سفید ایستاده، یک برج فانوس دریایی شرقی را در میان آب های تیره رنگ اقیانوس تداعی می کند.

 

دیوارهای نارنجی رنگ، توسط رنگ سفیدی که در چارچوب پنجره ها، و همین طور سقف و کف حمام به چشم می خورد، احاطه و مشخص شده اند و حسی از نور گرمی بخش خورشید را تداعی می کنند. نارنجی درخشان در فضای حمام، در پایان یک روز کاری، احساسی از سبکی و آسایش به ارمغان می آورد و فرصتی برای تفکر در تنهایی ایجاد می کند.

نمایی از ترکیب رنگ نارنجی

 


 


 



فاطمه رستمی
۲۷ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

اصول دین، فروع دین چیست؟ لطفا توضیح داده و فرق بین این دو در چیست؟

اصول دین یعنی اصول نظری و اعتقادی و به تعبیر دیگر، جهان بینی اسلام. این اصول عبارتند از: توحید، عدل، معاد، نبوت و امامت.
یک. توحید
توحید یعنی : ((اعتقاد به وحدانیت و یگانگی خداوند در ذات , صفات و افعال خویش و عمل کردن بر اساس این اعتقاد)) این تعریف شامل توحید نظری - که در مقام اعتقاد است - و توحید عملی - که در مقام عمل است - می شود. توحید نظری نیز طبق این تعریف به توحید در ذات , توحید در صفات و توحید در افعال تقسیم می شود.
توحید در ذات : یعنی اولا ذات خداوند یکتا است و هیچ مثل و مانندی ندارد, ثانیا: ذات او بسیط است و هیچ گونه ترکیبی در آن راه ندارد.
توحید در صفات : یعنی صفات خداوند مانند علم , قدرت , حیات و... گرچه هر یک دارای مفهومی مستقل و متفاوت از دیگری هستند, و ذات خداوند نیز که متصف به این صفات است دارای مفهومی مستقل است , اما همه صفات و ذات خداوند به یک وجود موجود است . بنابراین : اولا، همه صفات الهی در حقیقت یک چیزند و در وجود عین یکدیگرند. ثانیا صفات خدا زاید و عارض بر ذات نیست , بلکه عین همان ذات است .
توحید در افعال : یعنی اولا خداوند در افعال خود, مانند خلق , تدبیر, هدایت و... یکتا است و ثانیا هیچ موجودی غیر از او در فعل خود مستقل نیست بلکه همه وابسته به اویند. (برای مطالعه بیشتر معانی توحید ر.ک : آموزش کلام اسلامی , ج 1, محمد سعیدی مهر, مرکز جهانی علوم اسلامی ). نوع ادله توحید: برای اثبات هر یک از این مراتب و معانی توحید به ادله متنوعی تمسک می شود که می توان آنها را به دو دسته کلی ادله نقلی و غیر نقلی تقسیم کرد. ادله نقلی یعنی تمسک به قرآن و روایات و ادله غیر نقلی شامل ادله عقلی محض و تفکر در نظام آفرینش و فطرت و امثال آن می شود. برای اثبات توحید در ذات و صفات, علاوه بر ادله نقلی به ادله عقلی محض تمسک می شود که در کتب کلامی و فلسفی موجود است و برای اثبات توحید در افعال علاوه بر آن به آن دسته از ادله عقلی که ناظر به تمام آفرینش است نیز تمسک می شود زیرا نظام آفرینش , فعل خداوند است و توحید افعالی را می توان از فعل خداوند شناخت . اما توحید ذاتی و صفاتی را که ناظر به مقام ذات است نمی توان مستقیما از فعل او شناخت .
دو. عدل 
عدل در معانی مختلفی از قبیل؛ قصد، میانه در امور، وضع و قرار دادن هر چیزی در جایگاهش، موزون بودن و تساوی به کار می رود که در هیچ یک از این معانی در مقابلش ظلم نیست. معنای دیگر عدل عبارت است از رعایت حقوق افراد و عطا کردن به هر ذی حق او را این معنای از عدل گرچه در مقابل ظلم قرار می گیرد و ظلم در مقابلش عبارت از پایمال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران، لکن این معنای از عدل هم به خداوند متعال اطلاق نمی شود و عنوان «عدل الهی» به خود نمی گیرد. استاد مطهری در این زمینه می فرماید این معنی از عدل و ظلم به حکم این که از یک طرف براساس اولویت ها است و از طرف دیگر از یک خصوصیت ذاتی بشر ناشی می شود که ناچار است یک سلسله اندیشه های اعتباری استخدام نماید و بایدها و نبایدها بسازد و حسن و قبح انتزاع کند از مختصات بشری است و در ساحت کبریایی راه ندارد زیرا... او در هر چه هرگونه تصرف کند در چیزی تصرف کرد که به تمام هستی بر او تعلق دارد و ملک طلق اوست.
اما برای عدل به معنایی که بر خداوند متعال اطلاق می شود «عدل الهی» معانی متعددی ذکر کرده اند:
1. عدل در خداوند یعنی دوری آفریدگار از انجام هر عملی که برخلاف مصلحت و حکمت است.
2. عدل در خداوند یعنی همه انسانها در پیشگاه خداوند از هر جهت یکسان و برابرند و هیچ انسانی نزد او بر دیگری برتری ندارد مگر به تقوا.
3. قضاوت و پاداش به نیکویی: یعنی خداوند هیچ عملی را هر چند خیلی ناچیز و کوچک باشد از هیچ کس ضایع نمی کند.
4. یعنی این که خداوند هر پدیده و مخلوقی را در جای خود آفریده و مواد ترکیبی هر موجودی را به اندازه لازم آن معین کرده و تعادل و تناسب در تمام پدیده های جهان آفرینش وجود دارد.
5. عمل بر مبنای هدف: یعنی تمام آفرینش در جهان هستی بر مبنای هدف است و هیچ چیز بیهوده و بی هدف نیست و برای هر یک از این معانی به آیاتی تمسک جسته اند (اصول اعتقادات، اصغر قائمی، ص 46- 44). لکن همه این موارد در حقیقت بیان بعضی مصادیق عدل الهی است و جامع ترین تعریف در این زمینه که شامل همه موارد فوق می شود تعریف استاد مطهری است که می فرمایند رعایت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آنچه امکان وجود یا کمال دارد. ایشان در توضیح این تعریف می فرمایند هر موجودی در هر مرتبه ای که هست از نظر قابلیت استفاضه استحقاقی خاص به خود دارد. ذات مقدس حق که کمال مطلق و خیر مطلق و فیاض علی الاطلاق است به هر موجودی آنچه را که برای او ممکن است از وجود و کمال وجود عطا می کند و امساک نمی نماید. عدل الهی در نظام تکوین طبق این نظریه یعنی هر موجودی هر درجه از وجود کمال وجود که استحقاق و امکان آن را دارد دریافت می کند. از نظر حکمای الهی صفت عدل آنچنان که لایق ذات پروردگار است و به عنوان یک صفت کمال برای ذات احدیت اثبات می شود به این معناست... حکما معتقدند که هیچ موجودی بر خدا حقی پیدا نمی کند که دادن آن حق انجام وظیفه و اداء دین شمرده شود و خداوند از آن جهت عادل شمرده شود که به دقت تمام وظایف خود را در برابر دیگران انجام می دهد. عدل خداوند عین فضل و عین جود اوست یعنی عدل خداوند عبارت است از این که خداوند فضلش را از هیچ موجودی در حدی که امکان تفضل به آن موجود باشد دریغ نمی دارد (مجموعه آثار شهید مطهری، ج 1، صص 82 - 81).
برای دقیق تر بودن تعریف با توجه به حوزه های اصلی عدالت خداوند می توان عدل الهی را به اقسام کلی زیر تقسیم کرد:
1. عدل تکوینی: خداوند به هر موجودی به اندازه شایستگی های او از مواهب و نعمت ها عطا می کند. به بیان دیگر خداوند متعال به هر یک از بندگان خویش به اندازه ظرفیت وجودی و به قدر قابلیتشان از کمالات بهرمند می سازد.
2. عدل تشریعی: خداوند از یک سو در وضع تکالیف و جعل قوانینی که سعادت انسان در گروه آن است فروگذاری نمی کند و از سوی دیگر هیچ انسانی را به عملی که بیش از طاقت و استطاعت اوست مکلف نمی سازد.
3. عدل جزائی به خداوند در مقام پاداش و کیفر بندگان خود جزای هر انسانی را متناسب با اعمالش مقرر می کند.
نکته ای که در آخر تذکرش لازم است این که عدل مانند علم و قدرت یکی از اوصاف خداوند متعال است ولی به دلیل اهمیت وصف ناپذیر آن جایگاه ویژه ای در مباحث اعتقادی و کلامی دارد تا آنجا که از عدل به عنوان یکی از اصول پنجگانه دین یا مذهب یاد می شود و این اولا به خاطر نقش اساسی این اصل در جهان بینی ما. ثانیا، به خاطر این که از همان سده های نخست محل بحث بوده و ثالثا، به خاطر شبهات زیادی که در رابطه یا این اصل شده و مباحث مفصل درباره این اصل مطرح شده که جای تفصیل نیست.
در رابطه با این موضوع منابع زیادی موجود است که مناسبتر از همه کتب ذیل می باشد:
- عدل الهی، استاد مطهری 
- آموزش کلام اسلامی، ج 1 ، محمد سعیدی مهر
سه و چهار. نبوت و امامت
نبوت و امامت مربوط به راهنماشناسی است. یعنی خداوند براساس ویژگی های انسان و هدف از خلقت او با برانگیختن پیامبران انسان را به راه سعادت و کمال فرجامین راهنمایی کرده است. امامت نیز استمرار جهت گیری انبیا توسط دین شناسان معصوم و خطاناپذیر است. 
جهت آگاهی بیشتر ر.ک: آموزش کلام اسلامی، ج 2، محمد سعیدی مهر.
پنج.
اصل معاد اعتقاد به عالمی فراتر از جهان ماده است که جهان گذران مادر در نهایت به سوی آن در حرکت است و در رستاخیز عام هستی همه جهان به مرحله ای برتر از هستی با نظام و سنن و قوانین دیگری می شود.
از طرف دیگر در آن عالم انسان براساس کرده ها و اندوخته های علمی اش در این جهان سرنوشت نیک و بد خویش را می بیند.
جهت آگاهی بیشتر ر.ک: فرجام شناسی، محمدرضا کاشفی (پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، ج 2) قم، نشر معارف.
در خصوص اثبات معاد دو مسئله را باید مورد توجه قرار داد:
1. اصل معاد را می توان بدون توجه به دین خاصی اثبات کرد (اثبات عقلی معاد) به گونه ای که دین نیز آن را تاکید می کند.
2. در خصوص کیفیت و جزئیات معاد و این که آیا مثلا فقط روحانی است و یا جسمانی نیز می باشند به دلیل آن که فراتر از محدوده عقل انسان است نمی توان فرادینی بحث نمود. از این رو در مورد معاد جسمانی صرفا ادله نقلی (قرآن-روایات) کارساز است و چون بازگشت این ادله نیز به عقل است یعنی پذیرش دین اسلام و حجیت آن به دلیل عقل است لذا هر آنچه که در محدوده دین مطرح می شود به عقل و حکم عقلی باز می گردد ولو آنکه بازگشت آن با واسطه ادله نقلی صورت پذیرد. اما آنچه که از سؤال شما بر می آید گوئی اثبات عقلی معاد به طور بی واسطه است بنابراین ما صرفا ادله عقلی بی واسطه را در خصوص معاد مطرح می کنیم:
از طرفی انسان موجودی دوبعدی است (روحانی-جسمانی) و از طرف دیگر آنچه که ما پس از مرگ می بینیم از بین رفتن و زائل شدن جسم انسان است حال آیا بعد از زوال جسم بعد دیگر انسان نیز از بین رفته است یا نه؟ و به بیان دیگر آیا بعد روحانی انسان جاودانه باقی می ماند یا آنکه آن نیز از بین می رود؟ اثبات جاودانگی و فناناپذیری بعد روحانی انسان مساوی است با قبول معاد به خصوص انکه شخصیت انسان نه به جسم بلکه به روح اوست. از این رو ما با اثبات عقلی جاودانگی روح انسان به معاد عقلی پی می بریم.
دلیل اول: پیش از این گفتیم که مسئله معاد و جاودانگی انسان صدها و بلکه هزاران سال است که فکر انسان را به خود مشغول کرده از اینرو یکی از قدیمی ترین ادله در خصوص این مسئله را برای شما بازگو می کنیم: 
در کتاب محاورات افلاطون که تاریخ آن به چند صد سال پیش از مسیح باز می گردد سقراط اینگونه استدلال می کند: 
1. انسان موجودی است دو بعدی: بعدی روحانی و بعد دیگر آن جسمانی
2. عامل حیات بدن، روح است
3. حیات ضد ممات و فناپذیری است
4. روح ضد ممات و فناپذیری است چرا که روح علت حیات است
5. دو ضد هیچ گاه با هم جمع نمی شوند (یعنی نمی شود مثلا مکان خاصی در زمان خاصی هم سفید باشد و هم سیاه)
نتیجه: روح ضد فناپذیری است به این معناست که هیچ گاه روح فناپذیر نخواهد بود و این یعنی جاودانگی روح.
استدلال مذکور استدلالی است که سقراط چند ساعت پیش از خوردن جام زهر برای شاگردان خود مطرح کرد بی آنکه شاگردان وی بتوانند بر آن اشکالی وارد کنند.
دلیل دوم: این برهان برهانی است که فلاسفه مطرح می کنند و مقدمات آن نیز عقلانی صرف است فلذا از استحکام بالائی برخوردار است:
مقدمه اول: روح امری مجرد و غیر مادی است.
مقدمه دوم: هر امر مجرد و غیر مادی جاودانه است.
نتیجه: روح جاودانه است.
برای یقین به درستی نتیجه باید هر دو مقدمه مذکور اثبات شود: 
اثبات مقدمه اول:
برای اثبات مقدمه اول چندین دلیل ذکرکرده اند اما به دو دلیل بسنده می کنیم:
الف. از ویژگی های امر مادی تقسیم پذیری است اما روح هر انسان به هیچ عنوان تقسیم پذیر نیست.
ب. علم امری مجرد و غیر مادی است (زیرا از ویژگی های ماده تغییر و تحول است اما ما می بینیم که علم ما به امری مثلا این که من با چشمان خود دیدم که حسن از پشت بام افتاد و مرد، هیچ گاه تغییر نمی یابد و همواره ثابت است و موید آن نیز تذکر و به یاد افتادن چیزی است که انسان فراموش کرده است که اگر علم من ثابت نبود به یاد افتادن اصلا امکان نداشت) فلذا عالم و گیرنده آن هم که انسان و روح انسان است باید مجرد و غیر مادی باشد.
اثبات مقدمه دوم: 
فناپذیربودن به معنای تجزیه و تحلیل شدن است و تجزیه و تحلیل شدن از مختصات عالم مادی و جسمانی است و امر مجرد یعنی امر غیرمادی که هیچ گاه محکوم قوانین مادی قرار نمی گیرد.
بنابراین روح هم که امری مجرد و غیر مادی است هیچ گاه تجزیه و تحلیل نمی شود و این یعنی هیچ گاه فنا و نابود نمی شود.
برهان ذکر شده نیز اثبات کرد که روح انسان هیچ گاه از بین نمی رود و نابود نمی شود و تا خدا هست او نیز همواره وجود دارد گر چه ممکن است در هر برهه از حیات خود در عالمی باشد اما در عین حال ثابت و زنده و پویا بقا می یابد.
با اثبات عقلی فناپذیری و جاودانگی روح، حداقل معاد که جاودانگی روح است اثبات می گردد.
گذشته از ادله مذکور ادله ای وجود دارد که به دلیل وافی بودن مطالب فوق از ذکر آن صرف نظر می کنیم و صرفا نکات کوتاهی را می گوئیم:
1. انسان همواره میل به ابدی شدن دارد. او همواره حامل دردی است با نام درد جاودانگی؛ صدها سال است که انسان ها به دنبال آن بودند که در کنار توسعه رفاهی خود عمر خود را نیز افزایش دهند و تا می توانند به زندگی خود ادامه دهند. به راستی آیا می توان پذیرفت که این میل و این درد در انسان وجود داشته باشد و خدا آن را نهاده باشد اما تحقق خارجی نیابد؟ اگر همه امیال انسان لابد از داشتن مصادیق هستند و اگر انسان میل به ابدیت دارد پس چرا نباید چنین میلی در عالمی تحقق یابد؟ آیا می توان گفت که آنچه ابدی نیست راستین و واقعی است و در عین حال باور به واقعی بودن انسانیت داشت؟
2. اعتقاد به خدائی عادل و حکیم که ناشی از حکم عقل انسان است آیا با زوال و نابودی انسان سازگاری دارد؟ واقعا اگر عالمی دیگر و اگر معاد در کار نباشد چگونه می توان ظلم را پاسخ داد ظالمینی که در طول عمر خود از هر نوع لذت و مواهبی برخوردار بودند بی آنکه تا پایان عمر خود خم به ابرو آورند و دنیایشان به مشقت و سختی بگذرد. در صورتی که معادی نباشد پس مظلومینی که تا پایان عمر خویش در دستان حاکمان مستبد و ستمگر در خون خود می غلطیدند چگونه جواب داده خواهند شد؟ آیا در چنین صورتی می توان معتعد به خدائی حکیم و عادل شد؟
3. با انکار معاد، ارسال رسل و آمدن 124000 هز ار پیامبر و سختی هائی که انسان ها در جهت پیروی از چنین پیامبرانی برده اند چگونه توجیه عقلانی می یابد؟ آیا می توان باور کرد و آیا اصلا عقل انسان قبول می کند که همه این دستورات و قوانین پوچ و بی معنا باشد؟ 
از این رو عقل انسان نه تنها منکر معاد نمی تواند بشود بلکه خود نیز وسیله ای برای اثبات معاد می گردد.
فروع دین یعنی اصول عملی و رفتاری دین؛ موارد اهم و بارز این اصول رفتاری عبارتند از: نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات، امر به معروف و نهی از منکر، تولی و تبری.
این مجموعه کلیاتی در حوزه رابطه انسان با خدا و رابطه انسان با دیگران است.
درباره فروع دین به کتاب های ذیل مراجعه کنید:
- ده گفتار، شهید مطهری، مقاله امر به معروف و نهی از منکر، انتشارات صدرا
- جهاد، شهید مطهری، انتشارات صدرا
- عرفان حج، آیت الله جوادی آملی، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت ، نشر مشعر
- حج عارفان، رحیم کارگر، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت
- وصال دوست، رحیم کارگر، نشر قدس رضوی قم
- نشان از بی نشان ها، علی مقدادی اصفهانی، انتشارات اسدی، بحث نماز، ص 358 - 386
- حقایق، مولی محسن فیض کاشانی، ترجمه ساعدی خراسانی، باب 3، اسرار نماز و ذکر ؛ باب 5 در زکات و اسرار آن ؛ باب 6 در روزه و فواید آن ؛ باب 7 در حج
- اخلاق، سید عبدالله شبر، ترجمه محمد رضا جبارانی، مؤسسه انتشارات هجرت، فصل اسرار عبادات.
آنچه بیان شد مربوط به اصول دین بود.
اما فروع دین مشهور کلیات آن را ده عدد معرفی کرده اند:
1. نماز 
2. روزه
3. خمس
4. زکات
5. حج
6. جهاد
7. امر به معروف 
8. نهی از منکر
9. تولی دوست داشتن خدا و انبیاء و امامان و دوستداران آنها
10. تبری (بیزاری جستن از دشمنان خدا و پیامبر و امامان)
هر یک از فرع های فوق بر کسانی واجب است که در حد تکلیف (یعنی بالغ و عاقل و ...) که در رساله های علمیه مفصل شرایط و کیفیت آنها بیان شده است.

فاطمه رستمی
۲۷ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
چه کنیم که به عدیله ی هنگام مرگ دچار نشویم:

عدیله یعنی بازگشتن از حق به باطل در وقت مردن,و آن اینگونه است که شیطان نزد محتضر حاضر میشود و او را وسوسه میکند و به شک میاندازد تا ایمان را از او بگیرد,و از این جهت است که در دعاها از ان به خدا پناه برده شده,در زیر به بعضی از کارهایی که جهت جلوگیری از عدیله هنگام مرگ مفیده رو بهتون معرفی میکنم:

1:مواظب بر اوقات نماز های واجب(نماز اول وقت)

2:خواندن دعای یازدهم صحیفه سجادیه(یا من ذکره شرف للذاکرین...)

3:خواندن دعای تمجید

4:مداومت بر تسبیح حضرت زهرا

5:انگشتر عقیق در انگشت کردن

6:خواندن دعای عدیله


ب




فضایل و فواید نماز اول وقت و ثمرات آن در دنیا و آخرت، بیش از آن است که قابل احصاء و شمارش باشد؛ لیکن

برای اهتمام بیشتر مؤمنین به این فضیلت بزرگ، به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود.

1-نماز اول وقت سبب ازدیاد رزق و روزی و مایه برکت خانه است.

2-نماز اول وقت متصل خواهد بود به نماز امام عصر ولی الله الاعظم(عج).

3-نماز اول وقت در پنج وقتِ شبانه‌روز تمرینی است برای پاسخ‌گویی سریع به ندای پرصلابت منجی عالم یوسف

زهرا امام زمان(ع) در روز ظهور وقتی تکیه بر کعبه زند و با صدای رسایی که همه عالم بشنوند، فریاد برآورد: «اَنَا

بَقیَّةُ الله»

4-نماز اول وقت نشانه شیعه علی(ع) و ایمان واقعی است.

5- کسی که نمازش را اوّل وقت بخواند، جزء غافلین شمرده نخواهد شد.

6- شیطانِ لعین پیوسته از بنی‌آدم، خائف و گریزان است تا وقتی که نمازهای پنج‌گانه را در اوقات خودش

به‌جا‌آورد؛ اما وقتی آنها را به تأخیر اندازد، شیطان بر او جرأت پیدا کرده و او را به گناهان بزرگ وا می‌دارد.

7- نماز اوّل وقت و مواظبت بر طلوع و غروب خورشید، سبب راحتی هنگام مرگ و برطرف شدن غم و اندوه و نجات

از دوزخ می‌شود و امیرالمؤمنین چنین پاداشی را برای او ضمانت فرموده است.

8- نماز اوّل وقت سبب تلقین شهادتین است هنگام مردن توسط خود حضرت عزرائیل(س)

9- کسی که بدون عذر نمازش را تأخیر اندازد، مورد خطاب خدا در قرآن است که می‌فرماید: (وای بر نمازگزاران،

آنانی که از نمازشان غفلت می‌کنند.

10- هنگامی که وقت نماز فرا می‌رسد، فرشته‌ای بین مردم فریاد می‌زند: ای مردم! به‌پا‌خیزید و آتشی که

افروخته‌اید، با نمازتان خاموش کنید.

11- بنا به فرموده اشرف کائنات عالم که جز از سرچشمه وحی سخنی نفرموده است، نماز اوّل وقت محبوب‌ترین

کارها نزد خداست؛ سپس نیکی به پدر و مادر و سپس جهاد.

12 - نماز اوّل وقت موجب رضوان خدا، وسط وقت عفو خدا و آخر وقت غفران خداست.

13 - به شفاعت حضرت خاتم(ص) نخواهد رسید کسی که: نماز واجب خود را از وقت خودش به تأخیر اندازد.

14 - کسی که مواظبت کند از نماز اول وقت، روز قیامت سندی در دست خواهد داشت که با آن داخل بهشت خواهد شد.

15 - حضرت موسی(ع) به خداوند عرض کردند: پاداش کسی که نمازش را اول وقت به جا آورد، چیست؟؛ فرمود:

خواسته‌هایش را برآورده و بهشتم را برای او مباح می‌گردانم.




یکی از علائم ظهور به وقوع پیوست

از نشانه های ظهور:کف دست روشنی که در فضا ظاهر می شود


 

شاید بتوان گفت همه ما در انتظار ظهور حضرتش هستیم و گفته می شود منتظران و مشتاقان حضرتش کسانی هستند که علائم ظهور را دنبال می کنند. این نه از باب تعیین تاریخ ظهور بلکه تنبه و عدم فراموشی ظهور حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف می باشد و تنها خداوند به موقع و تاریخ ظهور آگاه است و بس .


نکته دیگر اینکه تکوین و ظهور چنین صحنه هایی (سحابی هایی) در آسمان یکباره اتفاق نیفتاده ، بلکه علم ناقص بشر و تدریجی بودن آن موجب شده با گذشت زمان و پیشرفت دانش نجوم و دستیابی به تکنولوژی های روز ما بتوانیم به این تصاویر دست یابیم. امیدوارم مورد توجه علاقمندان قرار گیرد.





وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست

 

وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره

 

وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته

 

وقتی تو زندگیت ،  زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری

 

وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده
 

 

وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی
 

 

وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می  یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی
 

وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی  بهت بده
 

وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه

 
وقتی دلت تنگ می شه ،  حتماً  وقتشه با خدای خودت تنها باشی



برچسب‌ها: امیدواریحکمت خداتوکل به خداصبر و شکیبایی

متن زیر رو با دقت و شمرده بخون ببین چند تا غلط املایی پیدا میکنی


بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد الله

 الصمد لم یلدو لم یولد و لم یکن لهو کفوا

 احد بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد 

الله الصمدلم یلدو لم یولد و لم یکن لهو کفوا احد

بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد

الله الصمد لم یلدو لم یولد و لم یکن لهو کفوا احد

هیچ غلط املایی وجود نداشت

الان شما ثواب یه ختم قرآن رو بردی.خوش به حالت





آنچه خود تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده که آنان که بر او اعتماد کنند دوست دارد و یاری می کند.

"آل عمران 159"

اگر خدا شما را یاری کند محال است کسی بر شما غالب آید و اگر به خواری واگذارد آن کیست که بتواند از آن پس شما را یاری کند و اهل ایمان تنها به خدا و قدرت و رحمت او باید اعتماد کنند.

"آل عمران 160"

دیگه وقتی کلام خداست من نمیدونم چی باید بگم چون خودش با بهترین کلمات درست ترین راه رو بهمون نشون میده .

وقتی میگه اگه یاری من باشه کسی نمیتونه به شما غالب بشه کجا میتونیم چنین تکیه گاه محکم و استواری رو پیدا کنیم ؟

وقتی میگه بهم اعتماد کنید یاریتون میکنم چرا دست یاری به سوی دیگران دراز کنیم ،حال که با یه اعتماد قدرتمند ترین نیرو یاورمون میشه؟


برچسب‌ها: توکل به خدا

شاید به نظرتون این نماز طولانی باشه ولی باور کنین شاید نیم ساعت هم وقتتونو نگیره عوضش ثواب خیلی زیادی داره و برای آمرزش گناهان و روا شدن حاجت خیلی موثره.امتحان کنید:

طریقه خواندن:


چهار رکعت است به دو تشهد و دو سلام در رکعت اول بعد از سوره حمد إذا زلزلت مى‏خواند و در رکعت دوم سوره و العادیات و در رکعت سوم إذا جاء نصر الله و در رکعت چهارم قل هو الله أحد و در هر رکعت بعد از فراغ از قرائت پانزده مرتبه مى‏گوید
سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ
و در رکوع همین تسبیحات را ده مرتبه مى‏گوید و چون سر از رکوع بر مى‏دارد ده مرتبه و در سجده اول ده مرتبه و بعد از سر برداشتن ده مرتبه و در سجده دوم ده مرتبه و بعد از سر برداشتن پیش از آنکه برخیزد ده مرتبه در هر چهار رکعت چنین مى‏کند که مجموع سیصد مرتبه شود.

توضیحات بیشترشو و دعاهای بعدشو تو کتاب مفاتیح الجنان ببینید.

فقط یادتون باشه منظور از دو تشهد و دو سلام اینه که این نمازو باید دو تا دو رکعت بخونی و یکدفعه چهار رکعت رو کامل نخونی.

التماس دعا




طبق روایات زیر ریختن آبروی دیگران گناه بسیار بزرگی دارد.در روایات آمده چه شخصی از گناه توبه کرده باشد و چه نکرده باشد ریختن آبرویش عملی زشت است.

حال اینکه غیبت هم به نوعی باعث ریختن آبروی دیگران میشود.

به روایات زیر دقت کنید و مواظب باشید به این گناه دچار نشید:


 بردن آبرو، جنگ با خدا!

عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال: قال رسول‌الله صلی‌الله علیه‌ واله، قال الله تبارک و تعالی، مَن اَهان لی ولیا فقد ارصد لمحاربتی؛ (2)

امام صادق علیه‌السلام فرمود که رسول خدا فرمودند: خداوند تبارک و تعالی فرموده است: هر کس دوستی از دوستان مرا خوار کند، در کمین جنگ با من نشسته است.

 

رسوا نمودن مومن، خروج از ولایت خدا

عن مفضل بن عمر قال قال لی ابوعبدالله علیه‌السلام من روی علی مومن روایة یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الی ولایة الشیطان فلا یقبله الشیطان؛ (4)

مفضل عمر روایت کرده است که حضرت صادق علیه‌السلام به من فرمودند: هر کس به زبان مومنی سخن بگوید و از آن رسوایی او و از بین بردن مروّت و جوانمردی‌اش را بخواهد تا از چشم مردمان بیفتد، خداوند او را از ولایت خودش به ولایت شیطان می‌اندازد ولی شیطان هم او را نمی‌پذیرد.

 

عاقبت تحقیر مومن

عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال مَن حقر مومنا مسکینا او غیر مسکین لم یزل الله عزوجل حاقراً له ماقتاً حتی یرجع عن محقرته ایاه؛ (5)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: کسی که مومنی را تحقیر نماید، خواه مسکین باشد یا غیر مسکین، این عمل پیوسته مورد تحقیر و دشمنی باری تعالی خواهد بود تا از روش نادرست خود برگردد و او را با دیده یک مسلمان مورد احترام بنگرد.

 

 دستور به حفظ آبرو

فمن استطاع منکم ان یلقی الله تعالی و هو تقی الراحة من دماء المسلمین واموالهم سلیم اللسان من اعراضهم فلیفعل؛ (8)

هر کس می‌تواند خداوند را به گونه‌ای ملاقات نماید که دستش به خون مسلمین و اموال آنان آلوده نباشد و همچنین زبانش از تجاوز به آبروی مسلمانان سالم مانده باشد، این کار را انجام دهد.




شاید این جمله رو بارها و بارها از اشخاص مختلف شنیده باشید ولی این طرز تفکر اصلا صحیح نیست این باعث میشه انسان بیشتر و بیشتر در گناه غرق بشه. به مطلب زیر توجه کنید:

نا امیدی از لطف خداوند

یکی از آسیب های جدی که در ارتباط میان خالق و مخلوق در بسیاری از موارد به وجود میآید جدایی مخلوق از خالق به خاطر نا امیدی از لطف پروردگارش نسبت به اوست,هنگامی که فردی احساس کند که دیگر خداوند نسبت به او عنایتی نخواهد داشت و او را به درگاه مهربانی خود راه نخواهد داد, به سوی معبود خویش نخواهد شتافت چون امید است که به گام ها قوت و به دیدگان نور میدهد و او دیگر نه قوتی در پا و نه نور در چشم داردکه به عبادتگاه خالق برود.

یکی از عواملی که سبب میشود نا امیدی از درگاه پروردگار به سراق افراد بیاید تاکید افراطی به عدل و مجازات خداوند در مقابل معصیت هاست,هنگامی که تنها از انذارها و عقاب های خداوند سخن به میان آید در ناخداآکاه افراد این حس به وجود می آید که من با این همه گناه و خطائی که کرده ام حتما سزاور عقوبات پروردگار هستم,با این همه عصیان دیگر  در سایه لطف خداوند جایگاهی ندارم و حتما در آتش جهنم قرار میگیرم.

در این حالت دوری از درگاه خداوند به وجود میآید و گرفتاری هرچه بیشتر در عصیان ها دامن انسان را میگیرد زیرا او با خود میگوید«آب که از سر گذشت چه یک نیزه چه صد نیزه»ما که جهنمی شدیم چه طبقه اول و چه طبقه آخر.

چنین فردی تا زمانی که این گونه فکر کند طبق احادیث معصومین حتما در جهنم قرار خواهد گرفت البته نه به خاطر مقدار گناه بلکه به خاطر این نا امیدی که سراق او آمده.رسول اکرم میفرمایند:چند نفر به جهنم خواهند رفت یکی از آنها فردی است که یقین داشته باشد در جهنم قرار خواهد گرفت و از لطف خداوند نا امید شده باشد.طبق فرمایش ائمه باید در همه چیز اعتدال رعایت شود حتی نسبت به عقاب پروردگار.امام صادق میفرماید:

از خدا چنان بترس که تو را از رحمت او نومید نسازد.




سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام(ضحی 1-2)
افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس30)
...
و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگراز آن روی گردانیدی.(انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا 87)
و مرا به مبارزه طلبیدیو چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرتداری. (یونس 24)
و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73)
پس چون مشکلات از بالاو پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند وتمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب 10)
تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118)

وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی.(انعام 63-64)
این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرف کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای. (اسرا 83)
آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3)
غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59)
پس کجا می روی؟ (تکویر26)
پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50)
چه
چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6)
مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها
را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره
ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو
فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران،
ناامیدی تو را پوشانده بود (روم 48)
من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روزبعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم.(انعام 60)
من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیتمی‌دهم (قریش 3)
برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم (فجر 28-29)
تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم.(مائده)









رسیدن به آمرزش الهی از آن مقاماتی است که همه طمع آن را دارند. یکی از راه‌های رسیدن به این مقام، استغفار دائمی است. اما حداقل برای همه چنین کاری ساده نیست.

اصلاً ساده نیست که بتوانیم صبح و شام، در بیداری و خواب و به طور کلی در تمامی لحظات به استغفار بپردازیم.

امــــا...

همه تا حدودی از فضیلت ذکر صلوات بر پیامبر و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) آگاهیم. اما آیا می‌دانستید که نوشتن صلوات هم دارای ارزش بسیاری است؟

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

مَنْ صَلّی عَلَیَّ فی کتابٍ، لَمْ تَزَل الملائِکَةُ تَستَغفِرُ لَه مادامَ اسمِی فی ذلکَ الکتابِ.

کسی که در نوشته‌ای صلوات بر من را بنویسد، تا زمانی که نام من در آن نوشته باشد فرشتگان برای او استغفار می‌کنند.

پس دست به کار شوید. تنها یک قلم لازم است و تکه‌ای کاغذ و ذره‌ای ایمان...

 




http://www.qomefarda.ir/media/photo/51b597c435bff.jpg



سجده


روزى پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله به حضرت علىّ علیه السلام فرمود: دیشب چه عملى انجام داده اى ؟

آن حضرت اظهار داشت : پیش از آن که بخوابم ، هزار رکعت نماز به جا آوردم ، حضرت رسول فرمود: چگونه ؟
پاسخ داد: از شما شنیدم که فرمودى : هرکس هنگام خوابیدن سه مرتبه بگوید:

(یَفْعَلُ اللّهُ ما یَشاءُ بِقُدْرَتِهِ، وَ یَحْکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ)

(خداوند آن چه را بخواهد با قدرتش انجام می دهد و آنچه را که بخواهد به عزتش حکم می کند.)


 او همانند کسى باشد که هزار رکعت نماز خوانده است.






مبعث پیامبر(ص) مبـــــــــــــــارک

همین الان به مناسبت مبعث حضرت محمد(ص) چند تا صلواتبفرستید
فقط تو قسمت نظرات بگید که چند صلوات فرستادید که آمار کل مشخص شه.
ممنون






امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

1ـ در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» (آل‌عمران/173) پناه نمی‌برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: «پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.»

2ـ در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ‏ مِنَ الظَّالِمِینَ» (انبیاء/87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.»

3ـ در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «اُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ» (غافر/44) پناه نمی‌برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.»

4ـ در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (کهف/39) پناه نمی‌برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

 




حتما بخونین خیلی جالبه:
دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن. گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود 24 مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم 24 مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی 24=24. با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند. به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید: دنیا 115 / آخرت 115 ملائک 88 / شیطان 88 زندگی 145 / مرگ 145 سود 50 / زیان 50 ملت (مردم) 50 / پیامبران 50 ابلیس 11 / پناه جستن از شر ابلیس 11 مصیبت 75 / شکر 75 صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣ فریب خوردگان (گمراه شدگان) 17 / مردگان (مردم مرده) ١٧ مسلمین ۴١ / جهاد ۴١ طلا 8 / زندگی راحت ٨ جادو ۶٠ / فتنه ۶٠ زکات ٣٢ / برکت ٣٢ ذهن ۴٩ / نور ۴٩ زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵ آرزو ٨ / ترس ٨ آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨ سختی ١١۴ / صبر١١۴ محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴ مرد ٢۴ / زن ٢۴ همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم: نماز 5، ماه ١٢، روز ٣۶۵ دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣ دریا + خشکی = 45=13+32 دریا = %1111111/71= 100 × 45/32 خشکی = % 88888889/28= 100 × 45/13 دریا + خشکی = % 00/100 دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب 111/71% و خشکی 889/28 % از کره زمین را فراگرفته است. آیا همه اینها اتفاقی است؟ سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند.


آنگاه که غرور کسی را له میکنی؛

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی؛

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی؛

آنگه که بنده ای را نادیده میگیری؛

آنگاه که گوشت را میبندی تا صدای غرور خرد شده دیگران را نشنوی؛

میخواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکنی؛

تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟!


ب

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org


خطا از من است، می دانم.

 از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"،

 اما به دیگران هم دلسپرده ام.

از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ،

 اما به دیگران هم تکیه کرده ام.

اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم




 

پیامبر اکرم (ص)  می فرمایند:

 

هر دردی دوایی دارد و دوای گناهان آمرزش خواهی است

 

 استغفار سبب محو گناهان می شود

 

هرکس بسیار استغفار کند خداوند برای او

 

از هر غمی گشایش

 

و از هر تنگنایی راه فراری قرار می دهد

 

و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می رساند

 

و همچنین فرموده اند دست خدا با جماعت است

 

و خداوند اصرار کنندگان بر دعا را دوست می دارد

 

و تقدیر جز به سبب دعا تغییر نمی کند

 

و خداوند را بخوانید در حالیکه ایمان به اجابتش دارید

 

و هرکه در رحمت خداوند را مدام بکوبد

 

بزودی در به روی او گشوده شود

 

" برگرفته از نهج الفصاحه "

 


برچسب‌ها: استغفارآمرزش گناهانحدیث از پیامبر اکرم


نگو توبه شکستم و دیر شده است ، برگرد و توبه کن که خواوند توبه کنندگان را دوست دارد ؛ « إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ »13

 




ما اگر ایمان داشته باشیم

همیشه خداوند دری را به روی ما خواهد گشود

شاید نه آنی که ما خود در طلب آن بودیم

بلکه آنی که در نهایت به خیر ما خواهد بود





1-اگر کسی هنگام وضو گرفتن سوره قدر را بخواند کل گناهان او آمرزیده میشود مانند روزی که از مادر متولد شده است
2-هر کس قبل از خواب صد بار سوره قل هوالله احد را بخواند خداوند 50 سال گناه کبیره وصغیره او را می آمرزد
3-هر کس بر حضرت زهرا (س)صلوات بفرستد( اللهم صل علی فاطمه وابیها و بعلها و بنیها) خداوند تمام گناهان او را می آمرزد



و هنگامی که بندگان من ، از تو درباره ی من سوال کنند ؛

(بگو) :

من نزدیـکـم ؛

دعای دعا کننده را ، به هنگامی که مرا میخواند ، پاسخ می گویم .

پس باید دعوت مرا بپذیرند ، و به من ایمان بیاورند ، تا راه یابند ...


آیه 186 سوره ی بقره "




الهم صل علی محمد و آل محمد

آلودگی ما انسان‌ها به گناه حجابی است بین ما و خدا.

با این حال خداوند نیز مسیر توبه و انابه را برای بازگشت انسان به فطرت و تقرب به خودش باز گذارده است و به بازگشت انسان به سوی خدا و دوری از معاصی و شیطان تاکید فراوان می‌کند.

در این میان واسطه قراردادن برخی از اذکار می‌تواند ارتباط ما با خدا را تسهیل بخشیده و نظر و لطف الهی را بیشتر و سریعتر شامل حال ما کند.

امام رضا علیه السلام ذکر ساده‌ای را برای آمرزیده شدن گناهان معرفی می‌فرمایند:

«هرکس قدرت بر کاری که گناهان او را بپوشاند نداشته باشد، پس باید بر محمد و آل او بسیار درود فرستد، زیرا صلوات گناهان را به کلی ویران می‌کند.» 


دعای(اعددت لکل هول) و فضیلت آن : 


در کتاب«بلد الأمین»از حضرت رسلو صلى اللّه

علیه و آله روایت کرده:هرکه هر روز ده بار این

دعا را بخواند،حق تعالى‏ چهار هزار گناه کبیره او

را بیامرزد،و وى را از سکرات مرگ و فشار قبر،و

صدهزار هراس قیامت نجات دهد، و از شرّ

شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد،و قرضش ادا

شود،و اندوه و غمش برطرف گردد،دعا این

است:

 

اَعْدَدْتُ لِکُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِکُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ

ما شاءَاللَّهُ وَ لِکُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِکُلِّ رَخآءٍ

اَلشُّکْرُ لِلَّهِ وَ لِکُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ وَ لِکُلِّ

ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُاللَّهَ وَ لِکُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ

راجِعُونَ وَ لِکُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ وَ لِکُلِّ قَضآءٍ وَ

قَدَرٍ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ لِکُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ وَ

لِکُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ

الْعَلِىِّ الْعَظیمِ .

 

مهیا کردم براى هر هراسى«لا اله الا اللّه»را و

براى هر اندوه و غمى،«ما شاء اللّه»را،و براى

هر نعمتى‏ «الحمد للّه»،و براى هر

راحتى«الشکر للّه»،و براى هر شگفتى«سبحان

اللّه»،و براى هر گناهى«استغفر للّه» و براى

هر مصیبت«انا للّه و انا الیه راجعون»را،و براى

هر تنگى«حسبى اللّه»و براى هر قضا و

قدر«توکلت على اللّه»را،و براى هر

دشمن«اعتصمت باللّه »را و براى هر طاعت و

معصیت«لا حول‏ و لا قوّة الاّ باللّه العلى

العظیم»را.




چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی! پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو:...»

عقیق:جناب شیخ رجبعلی خیاط ذکر « یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه» را بعد از دیدن نامحرم موثر و کارساز می دانستند و بارها این ذکر را به اطرافیان توصیه می کردند تا از وسوسه شیطان در امان باشند. می گفتند:


«چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی! پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو: یا خیر حبیب... ؛ یعنی خدایا من تو را می خواهم، اینها چیه، این ها دوست داشتنی نیستند ، هر چه نپاید، دلبستگی نشاید...»
 




http://up.shamsipour-ac.ir/uploads/images/1391/bahman/1359815816631.jpg

باز با دست های پر از نیاز به سویت آمدم

 

 

 

تا نازم کشی و نیازم برآورده سازی.

 

 

آنقدر روسیاهم که در تاریی شب گم شده ام

 

 

و مشعل امید و بخشایش تو همچنان از دور سوسو می کند

 

 

و من باز غرق گناه به سویت می آیم تا مرا ببخشی،ای بخشنده مهربان.

 

حضرت محمد(ص)فرمود اند:

هرکس برای رضای خدا از حرامی چشم بپوشد,

خداوند در همین دنیا(و قبل از آخرت)بهتر از آن را روزی و  نصیب او میکند.


فاطمه رستمی
۲۵ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۵۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

فرهنگ زندگی, آداب و رسوم مردم زنجان

به‌طور کلى فرهنگ عامه ٔمردم زنجان یک‌دست نبوده و در مناطق مختلف داراى آداب و رسوم خاصى هستند. بنابراین وجوه اشتراکى میان آنان وجود دارد .

آداب مهمان
عموماً مهمان در میان مردم زنجان داراى مقام و منزلتى بزرگ است. اصولاً تمام شئون زندگى آنان براساس پذیرائى از مهمان ترتیب یافته است، گوئى همه چیز براى مهمان است. پس از ورود مهمان به خانه، تمام اعضاءِ خانواده در خدمت مهمان قرار مى‌گیرند و طعام و خوراکى‌هاى مختلف و اشربه به چند برابر نیاز تهیه مى‌شود. در این مرحله دو رسم وجود دارد: یکى آنکه صاحب‌خانه پس از چیدن سفره رنگین، اتاق مخصوص پذیرائى را ترک و مهمان را تنها مى‌گذارد تا به‌راحتى غذاى خویش را میل نماید. در رسم دوم صاحب‌خانه در فاصله یکى دو مترى سفره دو زانو نزدیک در ورودى مى‌نشیند و مردم به مهمان تعارف مى‌کند و پس از جمع کردن سفره با تعارفات زیاد نظیر ببخشید، قابل شما نبود، شرمنده شدیم و ... ، افراد خانواده بقیه ٔ غذا را میل مى‌کنند .

زمان استراحت را مهمان تعیین مى‌کند و در مجموع مهمان‌نوازى از خصوصیات بارز این مردم است، که در سفرنامه‌هاى جهانگردان به تفصیل از آن سخن رفته است .

مراسم عروسى
از نظر آداب و رسوم به‌طور کلى دو نوع ازدواج در منطقه صورت مى‌گیرد. در شکل اول عروس همراه با داماد بدون اطلاع قبلى منزل پدرى را ترک مى‌کندو چند روز بعد پدر داماد با ریش سفیدان محلى به منزل عروس رفته و به‌هر تقدیر پدر عروس را راضى مى‌کنند و نامه‌اى تحت عنوان وکیل‌نامه جهت عقد ازدواج رسمى دریافت مى‌نمایند .

در شکل دوم ابتدا پدر داماد به‌همراه ریش‌سفیدان محلى به منزل عروس جهت خواستگارى مراجعه و پس از جلب رضایت، هر کدام از طرفین نماینده‌اى جهت عقد قرارداد تعیین مى‌کنند. متن قرارداد شامل شیربهاء و مهریه و براساس وضع مالى داماد مواد غذائى مانند قند، چای، برنج، روغن، شیرینی، کشمش مى‌باشد. قرارداد تحت عنوان 'کسمات' منعقد مى‌گردد و پدر عروس مقدارى پارچه به‌نام 'خلعت' جهت دعوت از اقوام به تعداد ۴۰ نفر از پدر داماد دریافت مى‌کند. عمو و دائى عروس در این میان هدایائى چون کت و شلوار، و گوسفند دریافت مى‌نمایند . پدربزرگ و مادربزرگ عروس نیز صاحب زیورآلات مى‌شوند. جهیزیه توسط پدر عروس آماده مى‌شود که شامل قالی، کمد، ظروف، جاجیم، چرخ خیاطی، خورجین، لوازم خواب، کت و شلوار داماد و یک جعبه در بسته توسط مادر عروس پس از تدارک عروسی، مراسم 'صلاح‌چائی' توسط پدر داماد برپا مى‌شود که پس از صلاح و مشورت ریش‌سفیدان زمان و مکان عروسى معلوم مى‌شود و به خانواده عروس ابلاغ مى‌گردد و از طرف خانواده عروس لازم‌الاجرا مى‌گردد. سپس نمایندگان خانواده عروس و داماد تعیین شده و ضمن تحویل خلعت‌ها. مهمانان را دعوت مى‌نمایند. پس از جمع شدن مهمانان در منزل عروس و داماد، مهمان زن مقدارى پول، جاجیم، دستکش به‌نام 'توره' به عروس هدیه مى‌کنند .

بعد از صرف شام، مقدارى حنا همراه شمع و شیرینى در سینى گذاشته و به منزل عروس برده مى‌شود. و مراسم حناگذارى تا نزدیک صبح ادامه مى‌یابد. در منزل داماد چند نفر جهت آوردن عروس تعیین مى‌شوند و فراوانى آن روز به منزل عروس رفته و ضمن صورت‌بردارى جهیزیه و تحویل گرفتن آن، و عروس پس از دریافت اجازه از پدر یا عمو آماده حرکت مى‌شوند. مرکب عروس تزئین شد. و همراه با برادر خویش و فرستادگان داماد سوار شده و به‌راه مى‌افتد. برادر داماد پیشاپیش قافله حرکت مى‌کند. داماد نیز سوار بر اسب به‌عنوان ربودن عروس حرکت مى‌کند که با مقاومت همراهان عروس مواجه مى‌شود و عقب‌نشینى مى‌کند. با رسیدن عروس به منزل داماد، وى از پشت‌بام مقدارى پول و شیرینى و سیب به سر عروس پرتاب مى‌کند و سپس یک پسربچه به‌دست عروس داده مى‌شود (به نشانه ٔ زائیدن بچه‌پسر). ورود به خانه همراه با ذبح قربانى و شکستن تخم‌مرغ است . عروس را دور تنور گردانده، روى پارچه‌اى به‌نام پى‌انداز حرکت داده و در اتاق مخصوص مى‌نشانند و او نمى‌نشیند تا اینکه پدر داماد یک رأس گاو یا گوسفند به او هدید مى‌کند و او را مى‌نشاند. سپس شیرینى خورده مى‌شود و مهمانان مقدارى پول به‌عنوان 'تویانه' مى‌دهند، که بعداً به پدر داماد تحویل مى‌شود، پس از ناهار مهمانان مراجعت مى‌کنند .

دو روز بعد از عروسى مراسم زنانه 'دواق قاپما' انجام مى‌شود و پس از بیست روز پدر عروس تحت عنوان 'ایاق آشما' عروس و داماد را به منزل دعوت مى‌کند و هدیه‌اى شامل گوسفند و فرش به آنها مى‌بخشد. در ماه اول ازدواج مراسم مشابهى توسط قوم و خویش عروس و داماد انجام مى‌شود .

فرهنگ زندگی, آداب و رسوم مردم زنجان

سنتهای رایج ماه رمضان در استان زنجان
مردم استان زنجان ماه رمضان را فرصت مغتنمی برای عبادت، خودسازی و تذهیب روح و نفس می‌دانند و خود رااز ماه‌های رجب و شعبان برای شرکت در ضیافت الهی آماده می‌کنند. مومنان این خطه با غبارروبی از مساجد، امامزاده‌ها، تکایا و منازل و خرید اقلام و مایحتاج ضروری خود، از روزهای پایانی ماه شعبان رسما به پیشباز رمضان، ماه نزول قرآن می‌روند. روزه‌داری مومنین زنجان معمولا همزمان باآخرین روز ماه شعبان‌المکرم و برخی مواقع نیز یک هفته قبل از آغاز ماه رمضان، تحت عنوان "روزه پیشباز" آغاز می‌شود و عیدسعید فطر خاتمه می‌یابد .

درطول ماه رمضان که به زبان ترکی "اوروشلیق" خوانده می‌شود مساجد، اماکن مقدس و نمازخانه‌های این استان مملو از جماعت روزه‌داری می‌شود که‌با انگیزه‌ی تکمیل عبادت و کسب فیض بیشتر، نمازهای یومیه را به‌جماعت اقامه می‌کنند . فعالیت‌های دینی و مذهبی در این ماه در شهرها و روستاهای استان به‌اوج خود می‌رسد و کلاس‌های ویژه قرایت، تفسیر و تعلیم قرآن، جلسات احادیث، علوم دینی و فقهی به‌طور گسترده در اماکن مقدسه و منازل مردم برگزار می‌شود .

آحاد مختلف مردم این استان از قدیم‌الایام اعتقاد دارند، ماه رمضان با خود خیر وبرکت می‌آورد و اعضای خانواده‌ای که‌در آن روزه‌خوار بدون عذر موجه وجود داشته باشد از نعمات و برکات بیکران ضیافت خداوندی محروم می‌شوند. مردم زنجان روزه گرفتن در دهه اول ماه مبارک رمضان را " یوقوشا داشینان- چیخماق " ( حرکت در سربالایی تند کوه با بار سنگ )، ده روز دوم این ماه را "یوقوشا کرپیجینن چیخماق " ( بالارفتن از دامنه‌کوه با بار خشت) و روزه‌داری در دهه‌ی سوم این ایام پربرکت را " انیشه قاشماق سو ایچماق کیمیندی" (پایین آمدن از دامنه کوه مثل آب خوردن است ) تعبیر می‌کنند .

به‌اعتقاد مردم زنجان ، در ماه مبارک رمضان اعضای بالغ خانواده‌ها از ثواب روزه‌های کله‌گنجشکی کودکان و افراد نابالغ برخوردار می‌شوند و به‌همین خاطر، والدین کودکان خودرا به‌گرفتن روزه‌ی نصفه‌روز ترغیب می‌کنند و درقبال پرداخت وجهی، روزه‌ی کله‌گنجشکی آنان را می‌خرند. مردم این منطقه در شب‌های قدر نیز با برپایی آیین‌های ویژه و خاصی از قبیل دعا و نیایش، شرکت در محافل معنوی دعای جوشن کبیر ، دعای فرج امام زمام و ابوحمزه، اقامه نماز هفت قل‌هواللهی، حضور درمساجد و تکایا و قرآن‌سرگرفتن، ‪ ۱۹ و ‪ ۲۱ و ‪ ۲۳ ماه مبارک رمضان را گرامی می‌دارند. خواندن سوره‌های عنکبوت ، روم ، دخان و قدر از دیگر باورهای کهن مردم این استان است که در شب‌های قدر عملی می‌شود .

برپایی جشن و شادی در شب بیست و هفتم ماه رمضان (شب قتل ابن ملجم مرادی) تا هنگام سحر و خوردن کله‌پاچه‌ای که همراه با سیر پخته شده‌است برای افطار و سحری در این شب نیز جزیی از باورهای مردم زنجان را تشکیل می‌دهد. دوختن کیسه برات " برات کیسه‌سی" در آخر ماه رمضان به تعداد اعضای خانواده نیز از آداب ورسوم مردم این منطقه است و مادر خانواده این کیسه را درمسجد و بین دو نماز ظهر و عصر و دعاهای تعقیبات نماز ، با پارچه‌ی سفید چلواری و نخ و سوزن کارنکرده می‌دوزد. برای بریدن نخ و پارچه‌ی این کیسه به‌جای چاقو و قیچی از دندان‌ها استفاده و یک سکه‌ی "پول " نیز در قسمت پایین آن قرار داده می‌شود .

به‌اعتقاد زنجانی‌ها اگر این کیسه‌ها توسط پنج زن سیده که اسامی آنها فاطمه یا یکی‌از القاب حضرت زهرا (س) باشد لمس شود، برکت و نعمت خدا به‌همراه این کیسه‌ها به خانه‌های آنان وارد می‌شود و اعضای خانواده به آرزوی خود می‌رسند . خواندن نماز مغرب و عشا پس از قرایت دعا و آیاتی از قرآن کریم چون سوره‌ی مبارکه قدر به‌تعداد سه یا هفت بار قبل‌از خوردن اولین لقمه افطاری از دیگر آداب و رسوم زنجانی‌ها به‌شمار می‌رود و روزه‌داران این دیار معمولا افطار خود را با خرما و یا نمک باز می‌کنند .

زنجانی‌ها در سال‌های دور که وسایل ارتباطی چون رادیو و تلویزیون به‌ندرت و تنها در منازل تعدادی از متمولین شهر یافت می‌شد، زمان افطار را بااستفاده از رشته‌های نخ سیاه و سفید تعیین می‌کردند. به‌همین منظور دو رشته نخ سیاه و سفید را در مقابل چشم قرار داده و زمانی که چشم قادر به تشخیص این دو رنگ از هم نمی‌شد، افطار می‌کردند. آش کشک، آش ترش، شیربرنج، آش بلغور ، تاس کباب ، فرنی، کله پاچه، حلوا، آبگوشت کوفته ، کالاجوش ، پیاز آب ، سوپ، رنگینک و انواع خورشت‌ها از جمله غذاهایی است که برای افطاری و سحری خانواده‌ها طبخ می‌شود .

نان‌چایی ، بربری ، فتیر ، شیرمال روغنی و شیرین ، زولبیا وبامیه و پشمک نیز از جمله نان‌ها و شیرینی‌های سنتی است که بیشتر در ماه مبارک رمضان در این استان پخت و عرضه می‌شود. تورنا بازی ، گل یا پوچ و گرداندن انگشتر توسط اوستا دربین گروه، دبرنا و شاه‌وزیر نیز از جمله بازی‌های سنتی‌است که هنوز در ایام ماه مبارک رمضان پس‌از بازکردن افطاری، در قهوه‌خانه‌های سنتی و یا منازل و شب نشینی‌ها توسط نوجوانان ، جوانان و حتی بزرگسالان انجام می‌شود. زنجانی‌ها همچنین عادت دارند در ایام ماه مبارک رمضان، کدورت و اختلاف‌های فیمابین را برطرف و نسبت به‌هم محبت بیشتری ابراز کنند چراکه معتقدند لطف خدا بیشتر شامل حال کسانی می‌شود که دل مومن روزه‌داری را شاد می‌کند .

تهیه و توزیع مایحتاج عمومی از قبیل برنج ، روغن، گوشت و آرد بین افراد و خانواده‌های نیازمند در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان و همزمان با شب‌های قدر نیز از دیگر آدابی است که‌از سالیان دور بین زنجانی‌های رایج است .

فرهنگ زندگی, آداب و رسوم مردم زنجان

شب یلدا در زنجان
یلدا، طولانی‌ترین شب سال یکی ‌از آداب به یادگار مانده از گذشتگان و پیشینیان، شب انار و آجیل و قصه و هندوانه، شب لحظات مهرورزی و شب تولد خورشید است. شب یلدا درازترین شب سال است، شبی که در آن صبح دیرتر آغاز و ماه و ستاره‌ دیرتر به خانه‌ می‌روند. شب یلدا در فرهنگ ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارد و در آن رسم و رسوماتی دارند که جالب و خواندنی است .
استان زنجان یکی از استان‌های کشور است که در آن شب یلدا در میان مردم جایگاه ویژه‌ای دارد و مردم در این ایام کارهایی را انجام می‌دهند که برای دیگر هموطنان جالب است. خواندن فال حافظ، شاهنامه‌خوانی، نقل خاطرات، قصه‌گویی پدر و مادربزرگ‌ها، حضور در منزل بزرگان خانواده، خواندن دعاهای شکرانه‌ نعمت و سلامتی، تزیین سفره‌ مخصوص با انواع میوه‌ها و خشکبار، تهیه تنقلات و شیرینی‌جات، خوردن هندوانه و از همه مهمتر صله ارحام، از جمله رسوم و سنت‌های دیرینه مردم زنجان در شب یلدا محسوب می‌شود .
عده‌ای بر این باورند که خوردن هندوانه در این شب، باعث جلوگیری از تاثیر سرما در زمستان و گرمازدگی در تابستان می‌شود که این کار در بیشتر نقاط کشورمان صورت می‌گیرد و مردم در این شب هندوانه می‌خورند. یکی از مهم‌ترین و زیباترین کارهایی که در شب یلدا انجام می‌گیرد صله رحم و دیدار از بزرگان است که هنوز از با وجود گذشت سال‌ها مردم و به ویژه کوچکترها تلاش می‌کنند به خوبی آنرا عملی کنند.

در جای جای استان زنجان مردم رسم دارند که در این شب به دیدار بزرگان قوم و فامیل رفته و در آنجا شب یلدا یا به قول زنجانی‌ها و آذری‌ها شب چله را سپری کنند .
در زنجان در شب یلدا کوچکترها و جوانترهای فامیل و یا فرزندان در خانه پدر و پدربزرگ جمع می‌شوند و این شب را به خوبی و خوشی می‌گذرانند.از جمله سنن زنجانی در این ایام رفتن به خانه نوعروسان فامیل است که در آن خانواده داماد با بستن خنچه‌های شیرینی، آجیل و میوه آن را به خانه عروس می‌برند که در اصطلاح به آن شبچره گفته می‌شود.شبچره‌ زنجانی‌ها شامل انواع آجیل، شیرینی و میوه‌های فصل مانند انار، ازگیل و هندوانه همراه با هدایایی برای عروس، در بسته‌های آذین‌بندی شده به‌ نام خونچه است. البته این اقدام خانواده داماد در سال بعد و در نخستین شب یلدا توسط خانواده عروس مقابله به مثل می‌شود و این بار خانواده عروس برای دختر خود شبچره می‌برند .
خوردن آجیل به ویژه شکتن گردو، فندق و بادام نیز در کنار آجیل‌های امروزی و سنجد در سنن زنجانی‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. مردم زنجان در شب یلدا مقداری برف سفید را با شیره‌ انگور مخلوط کرده و آنرا می‌خورند که بسیار خوشمزه می‌شود. همچنین زنجانی‌ها با خوراکی‌هایی چون ترب، شلغم، کلم و تنقلاتی مانند توت و انجیر خشک، کشمش، گردو و نخودچی در این شب از میهمانان خود پذیرایی می‌کنند

در برخی نقاط استان زنجان نیز که هنوز به سبک قدیم برای گرم شدن از کرسی استفاده می‌شود و هنوز بخاری‌های مدرن بدون نیاز به لوله و غیره در آنجا جایگاهی ندارد، در شب یلدا و در استقبال از روزهای بلند رحمت و برکت در چهار گوشه‌ کرسی گردو و فندوق می‌شکنند به ‌این امید که ‌بر اطراف خود شادی و خنده حاکم شود .
در کنار خوردن، زنجانی‌ها آداب دیگری نیز برای این شب دارند که طرح معما و چیستان از سوی بزرگترها و بازی‌های دسته جمعی نظیر گل یا پوچ، از سرگرمی‌هایی است که در شب یلدا، بزرگ و کوچک خانواده را به خود مشغول می‌کند تا در شب یلدای زنجان که معمولا هوا سرد و زیر صفر است کانون گرمی در خانواده‌ها تشکیل شود. البته شاید این سنن در برخی مناطق استان به دلیل گرفتاری‌ها و مشکلات اجرا نشود ولی هنوز هم خانواده‌هایی هستند که به این سنن پایبند بوده و اگر این سنن را اجرا نکنند دلگیر شده و آنرا خوش یومن نمی‌دانند .

چارشنبه سوری
آخرین چهارشنبه اسفند ماه هر سال شمسی که ایرانیان در شب آن جشن چارشنبه سوری میگیرند و آداب و رسوم خاصی را در آن شب برگزار میکنند. جشن چارشنبه سوری که از جشن های ملی و باستانی ایرانیان است و هنوز در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران شب این روز را بطرزی خاص جشن میگیرند. سعید نفیسی استاد دانشگاه تهران در شماره 11 سال اول و شماره 1 سال دوم مجله مهر درباره «چارشنبه سوری » مقاله مفصل و محققانه ای نوشته اند که قسمتهایی از آن را در اینجا نقل میکنیم : چهارشنبه سوری یعنی چهارشنبه عیش و عشرت و میرساند که این شب را برای جشن و سرور بنیاد گذاشته اند. این جشن ملی از قدیمترین زمانهای تاریخ در میان ایرانیان بوده است ... شب چهارشنبه سوری در ایران آئین خاص و تشریفات گوناگون دارد که هر یک از آنها را در ناحیه دیگر میتوان یافت .آئین چهارشنبه سوری یا شب چهارشنبه آخر سال بر دو قسم است یک قسمت از آن عمومی و مشترک میان تمام مردم ایران است که حتی بعضی از آنها را در ملل دیگر نژاد آریا میتوان یافت و قسمت دیگر آئین خصوصی است که مردم تهران بدعت گذاشته اند و از اینجا کم و بیش بشهرهای دیگر ایران رفته است . آن قسمت از آئین این شب که درتمام ایران معمول است از کرمان گرفته تا آذربایجان و از خراسان تا خوزستان و از گیلان تا فارس یعنی تمام این دشت وسیع که ایران امروز را فراهم ساخته است و زیباترین بقایای ایران باستانی است در هر شب چهارشنبه آخر سال با شور و دلبستگی خاصی آشکار میشود تمام مردم آذربایجان چه در شهر و چه در ده ها در آن شرکت دارند و حتی هنوز در میان مردم قفقاز معمول است . ایرانیانی که از دیار خود دور افتاده اند نیز آن را فراموش نمیکنند و ایرانیان مقیم ترکیه و مصر و هندوستان نیز در جامعه خود این رسوم و آداب را معمول میدارند .
توپ مروارید: در میدان ارک طهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جاگرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید - شبهای چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا میرفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن میگذشتند و در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیرخوار را که به اصطلاح «نحسی » میکردند یا ریسه میرفتند از زیر توپ مروارید و سر در نقاره خانه میگذراندند. این توپ را توپ مروارید مینامیدند و افسانه های گوناگون در حق آن میگفتند .
آتش افروختن : زیباترین و شاید قدیمترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنارآتش است ....
اینک تقریباً در تمام ایران شب چهارشنبه سوری توده هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می آورند و نزدیک یکدیگر قرار میدهند زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدانهای عمومی و بر سر چهارسوها و چهارراههای شهر و ده از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن میکنند و در هر جستنی میگویند: «زردی من از تو سرخی تو از من » یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری بمن ببخش » پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش میماند باید در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بیرون برند ودر کنار دیوار بریزند و آنکس که بیرون ریخته است در بازگشت در میزند باید از درون خانه از او بپرسند: «کیست ؟ » و او هم جواب دهد; «منم » گویند : « از کجاآمده ای ؟ » جواب دهد که : «از عروسی » بپرسند: «چه آورده ای ؟ » گوید : « تندرستی ».

مراسم تدفین
اهالی بعد از رسیدن خبر فوت شخص در منزل او حاضر مى‌شوند. سپس مراسم تدفین انجام مى‌شود. جلوی میت، یک سینی پر از قند شکسته با پارچه سیاه رنگ روی آن حمل مى‌شود که به آن ” ورخباز“ مى‌گویند. که در مراسم بین مردم تقسیم مى‌شود. پس از آن اهالی به منزل متوفی مراجعه و به صرف غذا مى‌پردازند. روز بعد صاحب مجلس سوگواری، مجلس ”صلاح‌ لاشماق“ را برپا مى‌کند که با دعوت ریش‌سفیدان و خویشان نحوه برگزاری مراسم تعیین مى‌شود .

روز مراسم اگر پنج‌شنبه باشد شام و اگر جمعه باشد ناهار خواهد بود. یک روز قبل از مراسم، قرآن‌خوان‌های محلی جمع مى‌شوند و باید یک جلد کلام ا ... مجید را تمام کنند، تا پذیرائی جالبی نصیبشان شود. بعد از صرف غذا مهمان باید مجلس را ترک کند. بعد از روز شنبه اولاد خانواده با کسب اجازه منزل را ترک مى‌کنند. اما رفت و آمد مهمانان تا چهلم ادامه دارد. مراسم بعدی چند روز به چهلم مانده است که قوم و خویشان با آوردن پارچه‌های رنگی مجلسی به‌نام ”قره اچماق“ برپا مى‌کنند . لباس‌های سیاه را از تن درآورده و لباس رنگی مى‌پوشانند. شخص عزادار بعد از این مراسم به منزل دوستان مراجعه و با تقدیم پارچه، اجازه کندن لباس سیاه را مى‌دهند .
روز چهلم پنج‌شنبه یا جمعه انتخاب مى‌شود و ناهار یا شام ترتیب داده مى‌شود، که با دعوت قبلی مى‌باشد. آخرین مرحله روز عید است که آشنایان و دوستان از منزل متوفی دیدن کرده و مراسم پایان مى‌گیرد .

فرهنگ زندگی, آداب و رسوم مردم زنجان

پوشش سنتی زنان و مردان زنجانی :
1- 1: سرپوش زنان : مهمترین سرپوش زنان در دوره قبل از کشف حجاب چادر مشکی بوده است که در قسمت کمر دارای یک بند جهت بستن آن بوده است . علاوه بر این زنان و دختران زنجانی از روسری سفید رنگی که بدان « چرگات » می‌گفتند برای پوشاندن موهای سرشان استفاده می‌کرده‌اند ، به طور کلی آنچه که عمومیت دارد اینکه برای سر از سه نوع پوشش استفاده می‌شده است. ابتدا پارچه‌ای به نام پوشن موی سر با قوس پیشانی به طور محکم محافظت می‌نموده ، سپس ابزار دومی که به جهت حفاظت پوشن مورد استعمال است « چنه آلتی » ( زیرچانه ) نام دارد که خود از سکه‌های قلابدار به هم پیوسته و یا منجوق رنگارنگ تشکیل شده است و از زیر چانه تا فرق سر چسبیده می‌شود پوشش سوم بنام «یاشماق» (روسری) است که برای پوشش دهان چانه و گردن استفاده می‌شود که در حقیقت نوعی روبند است

2-1 : تن پوش زنان : تن پوش زنان عبارت بود از پیراهنی که در اصطلاح محلی بدان « کوینگ» گفته می‌شد جنس کوینگ از کرباس بوده و پارچه آن توسط خود افراد بافته می‌شده است و طرحهای الوان و رنگهای گرم در آن به کار می‌رفته است بلندی کوینک به اندازه‌ای بوده که تا زانو می‌رسیده علاوه بر این یقه کوینک کمی باز بوده که در قسمت باز از گردن بند جهت پوشاندن گردن استفاده می‌شده است . بر روی پیراهن یا همان کوینک ، ارخالق پوشیده می‌شده ، ارخالق همان نیم تنه روئین زنان بود « که معمولاً از چیتهای رنگی دوخته می‌شده کاملاً چسبان و بدون یقه بود و آستینهای تنگ آن تا بالای آرنج می‌رسید که گاهی طول این آستین تا حدود مچ هم می‌رسید . سر آستین آن دارای تکمه‌های فلزی کوچکی بود ، این تکمه در زمستان بسته و در فصل گرما و تابستان باز بود. طرحی از گل و بوته هم روی ارخالق می‌دوختند که به آن قلمکار می‌گفتند بهترین ارخالقها متعلق به بنارس بود ، در اصفهان و بروجرد و شیراز نیز ارخالق تولید می‌کردند .لباس دیگری که بدون آستین بود و از روی پیراهن و زیر کت پوشیده می‌شد جلیزقا یا جلیقه بود که ( در اصطلاح محلی جرقا نام داشت) . از روی جلیقه یا ارخالق زنان کتی می‌پوشیدند که در اصطلاح محلی به آن « دون » یا «یل» می‌گفتند که تا کمر می‌رسیده و مورد استفاده متمولین بوده .زنان از تنبان بعنوان شلوار استفاده می‌کرده‌اند ، « تنبان یک نوع شلوار بود که معمولاً کوتاه و گشاد بوده و از پارچه‌های چون ابریشم ، مخمل ، شال کشمیری یا پارچه‌هائی از این قبیل دوخته می‌شد ، تنبان که در اصطلاح محلی بدان تومان گفته می‌شود ، تا قوزک پا می‌رسیده و سپس در قوزک پا باکش بسته می‌شده تنبانهای کوتاهتر گشاد دوخته می‌شدند . همچنین زنان دامنی پرچین بنام شلیته ( که در اصطلاح محلی شلته گفته می‌شده ) می‌پوشیدند ، شلیته‌ها ابتدا دامنی‌های پرچینی بودند که روی زانو می‌آمد ولی بعد این شلیته‌ها کم‌کم کوتاهتر شده شلیته‌ها را روی تنبان به تن می‌کردند . زنهای شیک پوش معمولاً 10 الی 11 شلیته برپا می‌کردند . یک نوع شلوار هم تحت عنوان ‌( نیم‌ساق ) وجود داشته از این شلوار در مهمانیها و مسافرتها استفاده می‌شده که در قسمت پا به جوراب مجهز است که نوعی جوراب شلواری است .

پاپوش زنان : زنان کفشهای پاشنه کوتاهی که به « کوردی یاتی » معروف بودند به پا کرده‌اند ،رویه این کفشها معمولاً از پوست گوسفند ( یا میشین) و زیر کفش از پوست گاو میش یا گاو بود که در اصطلاح محلی بدان « گون » می‌گفتند . روستائیان معمولاً از پوست خام گاومیش‌ یا گاو استفاده می‌کردند و رویه کفش را از لاستیک یا تسمه‌های بهم بافته شده از پوست میش یا گوسفند درس می‌کردند . لازم به ذکر است که چرم خام انعطاف نداشته و ظاهر خوبی هم نداشت ولی دیرتر از بین می‌رفت . چرم خام رنگ طبیعی خود را داشت اما چرم دباغی شده که معمولاً طبقات مرفه برای ساختن کفش خود استفاده می‌کردند به رنگ قهوه‌ای یا تیره بود . کفش زنان ثروتمند یکنوع چارق گلدوزی و تزئین شده بود ، اما کفش زنان طبقات کم درآمد یا روستایی معمولاً از چرم خام تهیه می‌شد ( البته نسبت به کفش مردان کمی زیباتر ساخته می‌شد) معمولاً برای دوام بیشتر کفش از یک لایه « خش » استفاده می‌کردند که بین کف داخلی و کف اصلی کفش قرار می‌گرفت . لایه خش ذرات ریز تراشیده شده چرم و میشین بود که با سریش و مقداری آب در یک کوزه ریخته شده و مانند سابیدن کشک در کوزه شکسته کوبیده می‌شد تا کاملاً خیس شده و بوسیله سریش به هم بچسبد سپس آنرا روی کف داخلی کفش مرتب می‌کردند و کف اصلی را روی آن نصب کرده و می‌دوختند .

لباس عروس : نوع لباس عروس بستگی به استطاعت و اعتقادات خانواده عروس داشته است معمولاً روی صورت عروس تور می‌انداختند . می‌توان گفت که لباس عروس نسبت به لباس افراد عادی زرق و برق بیشتری داشته و رنگ آن شاد و از نظر ظاهرخوش دوخت بوده است .

لباس مردان :
1-2 سرپوش مردان : مردان معمولاً از کلاه پوستی یا کلاه‌نمدی به عنوان سرپوش استفاده می‌کردند اما در زمان رضاشاه استفاده از این کلاهها ممنوع شده و ابتدا کلاه پهلوی و سپس کلاه شاپو متداول گردید . 2-2 : تن‌پوش مردان : مردان پیراهنی به نام «کونیک » می‌پوشیدند که تا کمر می‌رسید ، از روی کونیک معمولاً جلیقه می‌پوشیدند که از جلو یک طرف آن روی طرف دیگر آمده و بسته می‌شده . همچنین دو نوع کت بنامهای « اویما » و « ستره» وجود داشت که هم جنس و هم استفاده‌کنندگان آنها متفاوت بود. ستره کنارش چاک داشته و جیب آن مثل قبای آخوندی بود ، ستره بلند بود و معمولاً شهریها و افراد ثروتمند از آن استفاده می‌کردند . اما دهاتیها و مردم کم‌درآمد «اویما » می‌پوشیده‌اند که از جنس کرباس تهیه می‌شده ، روستائیان کرباس را برنگ آبی رنگ می‌کردند ( چون رنگ دیگری نبوده ) و اویما از ستره کوتاهتر بود و تا زانو می‌رسید . لباس که مردان به عنوان پالتو استفاده می‌کردند «سردری» نام داشته که بالاتنه آن جدا بوده و پائین تنه آن دارای چینهای زیادی بوده که در اصطلاح محلی بدان « لوحه چین » می‌گفته‌اند و تا پا می‌رسید . شلوار مردان گشاد بوده و کمر آنرا با بند می‌بستند ، روستائیان معمولاً بندشلوار – خود را بلند می‌گرفته‌اند به نحوی که از جلوی شلوار آویزان می‌شده است . رنگ این نوع شلوارها که به شلوار بندی معروف بوده‌اند ، آبی نیلی بوده . لازم به ذکر است که افراد روستایی و کم‌درآمد شلوار زیر و شلوار رو نداشته‌اند و همان شلوار را هم در خانه و هم در بیرون خانه می‌پوشیده‌اند .

3-2 پاپوش مردان : کفش مردان را نیز مانند کفش زنان از پوست گاومیش یا گاو «گون» درست می‌کرده‌اند . افراد ثروتمند از کفش پاشنه بلند استفاده می‌کرده‌اند ولی بقیه مردم کفش پاشنه کوتاه می‌پوشیدند که به آن « کودری یاتی » می‌گفتند .

زیورآلات : استفاده از انگشتر بر خلاف مردان که معمولاً از انگشتر عقیق به خاطر ثواب بودن استفاده می‌کردند در بین زنان معمول نبوده است ، البته به هنگام ازدواج حلقه‌ای بین عروس و داماد رد و بدل می‌شده است . دستبند و گردنبند زنان معمولاً از یک رشته منجوق – سنگ شبه یا شبق « سنگ سیاه براق » و سنگهای زرد رنگ (کهربا) و پشم و عقیق تشکیل می‌شد . در روستاها معمولاً از سکه‌های پنج‌ریالی یا ده‌ریالی که زرگرها آنها را با قلابهائی به هم متصل می‌کردند به صورت سربند – گردنبند و استفاده می‌شد . سربندها را معمولاً بوسیله پیشانی بند ( در اصطلاح محلی عصابه ) آویزان می‌کردند 

فاطمه رستمی
۲۵ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۴۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

«شعر امام زمان»

 

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟

برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما

کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت

کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

 

*****شعر امام زمان******

 

«شعر امام زمان»

 
از میان اشک ها خندیده می آید کسی
خواب بیداری ما را دیده می آید کسی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید کسی

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده
در سلام بادها پیچیده می آید کسی

کهکشانی از پرستو در پناهش پرفشان
آسمان در آسمان کوچیده می آید کسی

خواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده اند
از شب ما روز را پرسیده می آید کسی

 

*****شعر امام زمان******

 

شعر,شعرامام زمان,شعر برای امام زمان,شعرهای امام زمان

 

«شعر امام زمان»

 

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم

 

*****شعر امام زمان******

 

شعر,شعرامام زمان,شعر برای امام زمان,شعرهای امام زمان

 

«شعر امام زمان»

 

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم
حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا
من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا
آقا برای تو نه ! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا
من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی
وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا
این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا
*علی اکبر لطیفیان*

فاطمه رستمی
۲۵ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۳۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

ندگی نامه حضرت علی اکبر(ع)

حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان،سال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد. 
ابوا
لفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست. 
بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است که جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثفیف تبلور یافته  است. 
نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او میبرد، در آخر والی مدینه از علی اکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوک؟ » پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنایت کند نام همه ی آنها را علی می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه می گذارم. 
 درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شد، که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود. در روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه آمده است: اباعبدالله الحسین هنگامی که علی اکبر را به میدان می فرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود:« یا قوم، هولاءِ  قد برز علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان می فرستم، که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (ص) است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله(ص) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می کردیم.
بنا به نقل ابوالفرج اصفهانی، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومین خلیفه راشدین) دیده به جهان گشود.این قول مبتنی بر این است که وی به هنگام شهادت بیست و پنج ساله بود. در برخی روایات هم سن ایشان را 28 ساله ذکر کرده اند، وی در مکتب جدش امام علی بن ابی طالب (ع) و در دامن مهرانگیز  پدرش امام حسین(ع) در مدینه و کوفه تربیت و رشد و کمال یافت.
امام حسین (ع) در تربیت وی و آموزش  قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت.
به هر روی علی اکبر(ع) در ماجرای عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در کنار پدرش امام حسین(ع)بود و با دشمنانش به سختی مبارزه می کرد. شیخ جعفر شوشتری در خصائص نقل می کند: هنگامی که اباعبد الله الحسین علیه السلام در کاروان خود حرکت به سمت کربلا می کرد، حالتی به حضرت(ع) دست داد بنام نومیه و در آن حالت مکاشفه ای برای حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت که خارج شد استرجاع کرد: و فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون » علی اکبر(ع) در کنار پدر بود، و می دانست امام بیهوده کلامی را به زبان نمی راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودی؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان دیدم این کاروان می رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علی اکبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود: آری ما بر حق هستیم. علی اکبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باکی نداریم،
گفتنی است، با این که حضرت علی اکبر(ع) به سه طایفه معروف عرب پیوند و خویشاوندی داشته است، با این حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهیان یزید، هیچ اشاره ای به انتسابش به بنی امیه و ثفیف نکرد، بلکه هاشمی بدون و انتساب به اهل بیت(ع) را افتخار خویش دانست و در رجزی چنین سرود:

أنا عَلی بن الحسین بن عَلی نحن  بیت الله آولی یا لنبیّ

أضربکَم با لسّیف حتّی یَنثنی ضَربَ غُلامٍ هاشمیّ عَلَویّ

وَ لا یَزالُ الْیَومَ اَحْمی عَن أبی تَاللهِ لا یَحکُمُ فینا ابنُ الدّعی

وی نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمده است:السَّلامُ علیکَ یا اوّل قتیل مِن نَسل خَیْر سلیل. علی اکبر(ع) درنبرد روز عاشورا دویست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاکت رسانید و سرانجاممرّه بن منقذ عبدی بر فرق مبارکش ضربتی زد و او را به شدت زخمی نمود. آن گاه سایر دشمنان، جرأت و جسارت پیدا کرده  و به آن حضرت هجوم آوردند و وی را آماج تیغ شمشیر و نوک نیزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانیدند.
امام حسین(ع) در شهادتش بسیار اندوهناک و متأثر گردید و در فراقش فراوان گریست و هنگامی که سر خونین اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدی علی عَلَی الدّنیا بعدک العفا(فرزندم علی ،دیگر بعد از تو اف بر این دنیا
در مورد سنّ شریف وی به هنگام شهادت، اختلاف است. برخی می گویند هجده ساله، برخی می گویند نوزده ساله  و عده ای هم می گویند بیست و پنج ساله بود.اما از این که وی از امام زین العابدین(ع)، فرزند دیگر امام حسین(ع) بزرگتر یا کوچک تر بود، اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست. روایتی از امام زین العابدین(ع) نقل شده که دلالت دارد بر این که وی از جهت سن کوچک تر از علی اکبر(ع) بود. آن حضرت فرمود:
 کان لی اخ یقال له علیّ اکبر منّی قتله الناس ...
مقبره حضرت علی اکبر علیه السلام  در کربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در سلام زیارت عاشورا منظور از وعلی علی ابن الحسین ، آقا علی اکبر علیه السلام می باشد.

فاطمه رستمی
۲۵ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


بره موم حاوی حدود 50 درصد صمغ یا رزین گیاهان، 30 درصد موم 10 درصد اسیدهای چرب ضروری، 5 درصد گرد گل و 5 درصد دیگر آن از ترکیبات آلی، ویتامینها و عناص معدنی مانند: نقره، سدیم، جیوه، مس، منگنز، آهن، کلسیم، وانادیم و سیلیس است. مقدار و نوع ترکیبات بره موم بسته به مکان، زمان جمع آوری و روش تولید آن متفاوت است.

 

روش تولید به وسیله ی زنبور

 

زنبور ابتدا تکه های رزین یا صمغ تراوش شده از جوانه یا تنه برخی درختان را به وسیله پاهای عقب و قطعات دهانی جدا می کند و سپس آنها را به کمک بزاق دهان نمناک و شکل حبه مانند به آن می دهد و در نهایت به وسیله ی آرواره ها و به کمک پاها حبه ها را در داخل سبد گرده در پاهای عقبی قرار داده و به کندو حمل می نماید.

 

مصارف بره موم در کندو

 

بره موم به عنوان ماده ی ضد عفونی کننده و عاملی موثر در پیشگیری از ورود و شیوع بیماریها در کندو محسوب می شود. بره موم در محل ورود زنبوران به داخل کندو قرار دارد و به دلیل این که زنبورها پیش از ورود به کندو از روی آن عبور خواهند کرد، احتمالا می تواند نقش ضد عفونی کننده دست و پای زنبوران را در بدو ورود به کندو ایفا نماید.

 

همچنین پر کردن شکافها، تنگ کردن سوراخهای تهویه، تنگ کردن دریچه پرواز در زمستان، ترمیم شکستگی ها، جلا دادن و ضد عفونی کردن جدار داخلی کندو و قابها، محکم کردن محل اتصال قابهای عسل به کندو و به یکدیگر از دیگر کاربردهای بره موم است.

 

خواص پزشکی بره موم

 

این ماده خارق العاده خواصی شامل اثر ضد باکتریایی، ضد قارچی، ضد انگلی، آنتی اکسیدانی، ضد التهابی، ضد پوسیدگی دندان دارد، همچنین به عنوان تقویت کننده سیستم ایمنی بدن، بهبود دهنده اختلالات دهان و لثه، بی حس کننده موضعی، کاهش دهنده فشار خون کاربرد دارد.

 

کاربردهای امروزی بره موم

 

خواص عسل , خواص موم عسل

 

کاربرد آرایشی

 

کاربردهای پوستی و آرایشی امروزه متداولترین مصارف برای بره موم و عصاره های آن می باشند. اثرات آن روی ترمیم و نوسازی بافت کاملاً بررسی گردیده است. بره موم همراه با خواص باکتری کشی و قارچ کشی خود، فوائد بسیاری در کاربردهای مختلف در مواد آرایشی فراهم می آورد.بسیاری از ویژگیهای مفید بره موم (پروپولیس) شامل : فعالیتهای ضد باکتری، ضد قارچی، ضد ویروسی، ضد جوش سر وصورت، ضد التهاب و ضد اکسیداسیون به علاوه ترمیم زخمها، تحریک جریان خون و مخاط و اثرات بی‌حسی موضعی آن می‌باشند. سمیت کم و سازگاری خوب آن با پوست نشان داده شده است. ولی بایستی در نظر داشت که جزئی عکس‌العملهای حساسیت‌زاد را دارا می‌باشد.

 

بره موم اصولا به عنوان یک عامل ضد بو و پاک‌کننده پوست استفاده می‌شود. البته به عنوان یک نگاهدارنده و محافظت کننده هم کاربرد دارد.

 

بعضی از اعمال و کاربردهای بره موم در مواد آرایشی در ذیل فهرست شده‌اند:

 

عامل ضدباکتریایی

ضد بوها و ضد عرقها

عامل مشابه sebum و ضد پوست اندازی و شوره سر

شامپوها و لوسیونهای مو

عامل ضد میکروبی و ترمیم‌دهنده

فرآورده‌های پس ازاصلاح صورت

عامل ضد تحریک و ضد باکتری

ضد جوش صورت

عامل پاک کننده

دهان شویها و خمیر دندانها

نگهدارنده

در همه موارد بالا

گیرنده رایکالهای آزاد

کرم ضد پیری

 

کاربرد دارویی

 

مصارف دارویی بره موم شامل مداوای قلب و عروق (کم خونی)، دستگاه تنفسی (بعلت بیماری های عفونی مختلف)، مراقبت دندان، پوستی (ترمیم بافت زخم ها، اگزما، التیام زخم بویژه زخمهای سوخته، ناخوشی قارچی)، بیماری های عفونی (غشاءمخاط و زخمها)، مداوای سرطان، تقویت و بهبود دستگاه دفاعی بدن، دستگاه هاضمه (زخمها و عفونتها)، حفاظت و تقویت کبد و بسیاری دیگر می باشند.

 

استعمال خارجی مسقیم عصاره های اتانول یا پمادهای فشرده (حاوی 33 % بره موم ) نتایج خوبی در استفاده دامپزشکی برای التیام جراحت و زخمها نشان داده است. جراحی پلاستیک نیز عصاره های بره موم را برای تسریع رد التیا م زخم و کاهش پیشرفت بافت زخمی بکار می برد.

 

کاربرد در تکنولوژی مواد غذایی

 

در اثر فعالیتهای آنتی اکسیدان، ضد میکروبی و ضد قارچی، بره موم را بعنوان ماده نگهدارنده به مواد بسته بندی غذائی اضافه می کنند. طولانی کردن نگهداری ماهی منجمد تا 3-2 برابر بوسیله مولفان مختلف، ذکر گردیده است. اضافه نمودن فقط 30 پی پی ام بره موم به جیره های غذایی مرغ های تخم گذار، تولید تخم مرغ، تبدیل غذا و وزن مرغ را تا 6-5 % افزایش داده است. افزایش وزن اضافی را برای جوجه کبابی، وقتی که 500 پی پی ام بره موم به جیره های غذائی آنها اضافه گردید، تا 20% گزارش شده است.

 

کاربرد سنتی

 

در اروپا و شمال آفریقا، خواص التیام زخم توسط بره موم و نیز از زمانهای باستان مصریان، یونانیها و رومیها شناخته شده بود. در اواخر فصل دوازدهم، فرآورده های داروئی حاوی بره موم برای معالجه عفونتهای دهان و گلو و همچنین پوسیدگی ( استخوان یا دندان ) شرح داده می شوند. بره موم بطو ر متداول در مواد نگهدارنده چوب یا ورنیها بکار رفته است. امروزه بره موم در آفریقا، در داروهای گیاهی مانند ضد آب نمودن ظروف و چوب، چسب، تهیه نخ کمان و برا ی طبلهای زهی استفاده می شود.

 

سایر موارد مصرف بره موم

 

پژوهش برای مصرف بره موم ادامه دارد. کاربرد در آفت کش ها و قارچ کش ها هنوز در مرحله آزمایش می باشد. زنبورداران از بره موم آب شده همراه با موم یا در یک محلول آمنیاک استفاده می کنند، زنبورداران مهاجر برای داخل کندو ها یا تله های گرده از این مواد ذکر شده جهت جذب گروههای زنبور استفاده می کنند. تهویه کافی و در معرض جریان هوا قرار دادن بعد از رنگ آمیزی با محلول آمونیاک هر دو ضروری هستند. مالیدن بره موم یا رنگ کردن آن ( بعد از آب کردن با موم حاصله از شان های کهنه ) از مضرات و عواقب استفاده از آمونیاک خطرناک و سمی جلوگیری می کند. روند فعلی برای بازگشت به روشهای محیطی سالمتر و روشهای تولید انرژی با شدت کمتر در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، افزایش قدرت خرید مصرف کنندگان و رشد بازارها برای تولیدات گرانتر ممکنست به رشد قابل ملاحظه ای در مصرف و کاربردهای جدید بره موم ، بویژه در مواد آرایشی و فن آوری مواد غذائی منجر شود.

فاطمه رستمی
۲۵ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر




















فاطمه رستمی
۲۳ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

1-آن چیست که چه پرباشدوچه خالی وزنش یکی است
2-یک زن وشوهرهفت پسردارندوهرپسریک خواهراین خانواده چندنفرند

3-آن چیست که دررادیو ودریامشترک وهردوآن رادارند
4-آن چیست سفیداست قندنیست ریشه دارد درخت نیست
5-آن چیست سخت است ولی سنگ نیست تخم می گذاردومرغ نیست چهارپا داردوسگ نیست
6-چه پرنده ای است اگرنامش رابرعکس کنیم نام پرنده دیگری می شود
7-آن چیست که باگریستن اسمان اشک آن روان می شود
8-بالای آن جای حساب است،پایین آن بازی تاب است
9-آن کدام گیاه است که اگرنصفش کنی نیم آن لنگ ونیم دیگرش غصه باشد
10-آن چیست به قدر یک گلابی ست.هم سرخ وسفیدوسبزوآبی ست.مه نیست ولی چوماه روشن.بی جان بود وستانداوجان.محفوظ همیشه درحبابی ست
11-آن چیست که پراشک بود دامن او.ازدورچه استخوان نماید تن او.می سوزدومی گویدواین شدفن او.خواهی که شودزده بزن گردن او
12-آن چیست می خوردخون سیاه می رود راه سفید
13-آن چیست اولم هست خانه ومسکن .دومم کشوری ورای ختن.همه ام هست جزوادویه.طبع شدگرم ازان وتنددهن
14-آن چیست من می روم واومی ماند
15-سه دکان تودرتواولی چرم فروش دومی پرده فروش سومی یاقوت فروش
16-آن جیست درختی راکه ایزدآفریده.دوده شاخه بهرش برگزیده.که به هرشاخه ای سی برگ دارد.به هربرگش دودانه میوه دارد
17-آن چیست که همه خورده اندجزحضرت آدم
18-آن چیست که همه می بینندولی خدانمی بیند
19-آن چیست که همه دارندولی اکرم (ص) ندااشت
20-آن چیست که خداوند آن رابه زنان واگذارنکرد
21-آن کدام زمین است که ازاول خلقتش تاکنون فقط یک بارخورشید به آن تابیده
22-آن کدام یکی است که دونمی شود وکدام دوتااست که سه تانمی شود
23-چهارحرف است نام مطلوبی.که تمنای اهل عالم گشت.هست جهانی چنان عجیب.یکی اگرکم کنی بماندهشت
24-آن چیست که مالک ازداشتن ان بی نصیب ومستاجردارا است
25-آن چیست که با یک نجوا می توان شکست
26-آن چیست که دوچشم دارد و وقتی انگشت به چشمانش فرو می کنی گوشهایش تیزمی شود
27-آن چیست که درهرقرن یک بارودرهردقیقه دوبارمی آیدولی درسال هیچ وقت نمی آید
28-آن چیست که برخی حیوانات دردهان وبعضی دردم دارند
29-آن کدام سه هست که هرگزچهارنمی شود
30-از قول من و تو قصه ها می گوید.آن چیست که بی زبان سخن می گوید.بی پرده ز کار این و آن می گوید. با آن که در او نیست نه دندان و نه لب.بی هدف ره می برد با قلب خون
31- چیست آن ، کز چشمه ای آید برون.می شود از سنگ سختی سر نگون.مدتی بر دشت خشکی چون برفت.بیرون و درون شهر جایی دارد
32- آن چیست که ارغوان قبایی دارد.مانند دم موش پایی دارد. گرد است و مدور است و تاجش بر سر.صد پاره تنش ، ولی ز یک پایه نگون
33- آن چیست که روز می نماید شبگون.همچون دل عاشقان فرو ریزد خون.چون دست به او نهی زند اندازه فزون.اندر وسطش کشتی قیر اندوده
34- جامی است در او آب خوش و آسوده.بر جای نشسته و جهان پیموده.کشتی بانی در آن به رنگ دوده.خود جامه همی بافد و او باشد عریان
35-آن چیست که خودریسد و خود بافد جامه.پوست در پوست گرد یکدیگر
36- چیست آن گرد گنبد بی در.رخش از آب دیده گردد تر. هر که بگشاید این معما را.گاهی حلال و طیب .گاهی حرام مطلق
37- آن چیست گرد و کوچک ، آویز و معلق.گرد است و دراز و در ندارد
38-آن چیست که پا و سر ندارد.جز نام دو جانور ندارد اندر شکمش ستارگانند.اندام ظریف چون صنوبر دارد
39-آن چیست قبای زرد در بر دارد.تلخ است ولی طعمی چو شکر دارد زرد است و معطر آید به مشام.با هزاران سوار می گردد
40- چیست آن پادشاه هفت اقلیم.آمد و فوج شاه در پیچید ناگهان یک سوار زرد نقاب.چار پاست ، نه که گاو است
41- سخت است نه که سنگ.بیابان گرد است نه که مرد است . تخم ریز است نه که مرغ است.کلید آهنین قفلش گشاید
42- کدام است گنبدی که در ندارد.زهر بچه دو صد مادر بزاید،هزاران بچه دارد در شکم بیش.که ندارد به آشیانه قرار
43- چیست آن مرغ آتشین منقارو قنا عذاب النار ؟ شب و روز اندر آب می گوید.سرخ و سبز و سپید پوشیده
44- چیست آن لعبت پسندیده.با دو صد احترام خوابیده ؟ در میان دو کاسه چوبین.رخت سیه و سبز کلاهی دارد
45- آن چیست که در برگ پناهی دارد.من در عجبم کاین چه گناهی دارد؟ پوستش بکنند و سینه اش چاک کنند.گر آب تنی کنی، تنش آب شود
46- آن چیست که در سه و قت کمیاب شود.گر سرد شود ، زندگی از سر گیرد؟ گر گرم شود گریه کند تا میرد.از خمی هر دو سر به هم دارد
47- این چه باشد که پشت خم دارد.صد منی را به پشت بر دارد ؟ وزن او نیست خود به صد مثقال.پرنیان پیکر و آهن دل و فولاد پر است
48-آن چه مرغیست تا اوج هوا رهسپاراست.کاندرین صحرا بدیدم یک عجایب جانور
49-یک معما از تو پرسم ای حکیم پر هنر.پای او مانند اره ، شیر سینه، اسب سر، مور چشم ،مار دم ،کرکس پرو عقرب شکم.نیم پر شد پر تهی ، یعنی چه چیز
50- یک معما با تو دارم، ای حکیم با تمیز.مرغ آتشخوارم و آتش پر و بال من است
51-بلبل این باغم واین باغ بستان من است.هر که حل کرد این معما پیرو استاد من است. استخوانم نقره و اندر شکم دارم طلا.که آتش در میان آب می گشت
52- عجایب صنعتی دیدم در این دشت.دو اسم زنده دارد از دو حیوان
53- عجایب لعبتی زرد است و بی جان.رعنا پسران شوخ و دلکش دارد
54- شیراز پری رخان مهوش دارد.بنگر که دلم از تو چه خواهش دارد از هر سر مصرعی حروفی بردار.نه در دارد نه دیوار و حصاری
55- عجایب گنبد والا تباری.درونش هست لشکر بیشماری .بنازم قدرت پروردگاری.پریرویان به بستان تازه دیدم
56- عجایب صنعت نادیده دیدم.به یک محمل دو صد دردانه دیدم! چو دست بردم گل از باغش بچینم.همه چادر سفید سینه بلوری
57- از آن بالا میاد یک دسته حوری.چون به سن سی رسد بچه شود!
58- دختری چهارده ساله بالغ شود.پرش سیب و گلابی
59-دستمال آبی آبی .چشمه آبش را ببین شط فراتش را ببین
60- گنبد سرخ چمنی ،توش گل سرخ یمنی.لب تا لب آن میان زنجیر است
61- در خانه ما درخت انجیر است.آبش بخورم که گوئیا چون شیر است! خنجر بکشم میانه را پاره کنم.اهل حقه تمام سر بسته
62- حقه ای دیده ایم در بسته.صاف و رنگین به یکدیگر بسته! همه یاقوت رنگ و لعل صفت.داس ظفرم چو کشت دولت دروند
63-من خود کج و راستان زمن راست روند.از هر طرفی زمزمه زه شنوند! پشت از پی خدمت چه کنم خم که و مه.زنده نبود تا نکنی زاتش بریان
64- چیزی چه بود مرده به یک کنج نهاده.سرش تا نبری نگوید خبر ؟
65-چه چیز است ، مرغی است بی بال و پر.صد پاره تنش بود ولی به یک پای نگون
66- آن چیست که روز می نماید شبگون.همچون عاشق زچشم او ریزد خون؟ چون ناز کنی تنش ز اندازه فزون.به شباهت نظیر یکدگر است
67- آن چه باشد که زرد مثل زر است.معدنش در میان دشت و در است ؟ قیمت آن بسی گران نبود.پای او غرق در دل خاک است
68- آن چه باشد که سر بر افلاک است.گوشت شیرین و استخوان چاک است ؟ رنگ او سرخ و زرد و گاه سیاه .اندر صف مردان خدا جا دارد
69- آن چیست که جا به کوه و صحرا دارد.سیصد سر و ده شکم دو صد پا دارد از هیبت او جمله بلرزد عالم.مشاطه زلف دلبران است
70- آن چیست که پیک عاشقان است.رقص چمن از نوای آن است ؟ خندیدن گل ز بوسه اوست.روز و شب گردد و قدم نزند
71- چیست گردنده یی که دم نزند.برف بارد و لیک دم نزند ؟ نعره او به سان شیر بود.اهل حقه ، تمام سر بسته
72- حقه ای دیده ایم در بسته.صاف و رنگین به یکدیگر بسته! همه یاقوت رنگ و لعل صفت.وز آتش سرخش تاج و افسر دارد
73- این چیست که تاج نقره بر سر دارد.بر گردنش از هر طرفی زنجیر است ؟ نا کرده گناه روی او چون قیر است.جفتند ولی زهم جدایند
74- یک جفت کبوترند ابلق.از کالبدشان برون نیایند پرواز کنند گرد عالم.برسر هر شاخ او سه دختر افسونگر است
75- اژدری دیدم که او چارشاخ اندر سراست.هر پسر را بیست و چار فرزند دیگر درخور است برسر. هردختری بنشسته باشد سی پسر.اندر کف مهوشان موزون گردد
76- آن چیست کز او حسن بت افزون گردد.چون آب بدو رسد همه خون گردد،سبز است تنش تا نرسد آب،بدوکهربا پیکر و آدم دم و فولاد سر است؟
77-آن چیست که برسینه خصمش گذرست.بار دوم که زاد جان آورد!
78- بار اول که زاد بی جان بود.در یک گلاب پاش دو رنگ گلاب چیست ؟
79- دارم سوال خواجه بفرما جواب چیست.آتش بدو رسیدن و بستن ، جواب چیست؟ سرمای زمهریر که یخ بست او نبست
80-از همه جا خبر داره نه دست داره نه پا داره.مکان و منزلش زیر زمینه!
81- اگر بر سر زند تاج مرصع.رو آتش می زاری ، یخش می بنده
82- کاسه چینی،آبش دو رنگه.درون او پر از بچه!
83- نه در داره نه دریچه.چار تا داداش تو یه قوطی
84- قوطی قوطی. سمر قوطی.سفید کنم لباس و رخت
85- یه میخ دارم دو سنگ تخت.فوری میره پای تو
86- بالا یک و پایین دو.هی قر بزن هی قل بزن
87- لبم به لبت،دستم به گردنت.دو روغن تو یه شیشه
88- اشیشه و مشیشه.آقا خوابیده دراز و باریک!
89- دالون دراز تنگ و باریک.چل عروس تو یه قوطی
90- چل قوطی چل بند قوطی.همه چادر سفید قوم کلونتر!
91- از اون بالا میاد یه گله دختر.گرده،نه گردکانه!
92- زرده،نه زعفرانه.اگه جات داری.یکیشو وردار!
93- دستمال انار ، پیش زن سالار.کسی رو ندارم بشمره!
94- سینی دارم پر گشواره.صداش نعره ی شیره
95- خودش دسته ی بیله
96- آن چیست که روز می دود و شب پاسبان اتاق است؟
97- آن چیست که امروز مهمان ماست، فردا نوبت شماست؟
98- آن چیست که اگر از ارتفاع زیاد به زمین افتد نمی شکند اما اگر در دخمه ای افتد می شکند؟
99- آن کدام جانور است که صبح با چهار پا ظهر با دو پا و عصر با سه پا راه می رود؟
100- آن چیست که روز و شب دستش را به کمرش زده وایستاده؟
101- آن چیست که من یکی دارم تو دو تا داری شاه سه تا و پسر پادشاه نه تا؟
102- آن چیست که در دنیاست، دنیا هم دراوست؟
103- آن چیست که تا اسمش را به زبان می رانی می شکند؟
104- آن چیست که هر چه آب در آن بریزند پر نمی شود؟
105- آن چیست که هر چه می دویم به آن نمی رسیم؟
106- آن کیست که برای همه ی مردم لباس می دوزد اما خودش لخت است؟
107- آن چیست که ما تصور می کنیم او را می خوریم اما در حقیقت او ما را می خورد؟
108- آن چیست که شیرین است و طعم ندارد، سنگین است و وزن ندارد؟
109- آن چیست که من می روم و او می ماند؟
110- آن چیست که بی علم و دانش ،همه چیز را همانگونه که هست آشکار می سازد؟
111- آن چیست که تا سرش را نبرند حرف نمی زند؟
112- آن چه کشوری است که در پیشانی ماست؟
113- آن چه کشوری است که در چشم ماست؟
114- آن چیست که هر چه آن را بیشتر بکشیم کوتاه تر می شود؟
115- آن چیست که هر چه آن را بیشتر بکشیم بلند تر می شود؟
116- آن چیست که اگر باشد (کور) است و اگر نباشد (کر) است؟
117- آن چیست که پدر و پسر دارند اما مادر ندارد؟
118- آن چیست که بسیارش کم است و آن چیست که کمش بسیار است؟
119- آن کدام یک است که دو نمی شود؟
120- آن کدام دو است که سه نمی شود؟
121- آن کدام سه است که چهار نمی شود؟
122- آن کدام چهار است که پنج نمی شود؟
123- آن کدام پنج است که شش نمی شود؟
124- آن کدام شش است که هفت نمی شود؟
125- آن کدام هفت است که هشت نمی شود؟
126- آن کدام هشت است که نه نمی شود؟
127-آن کدام نه است که ده نمی شود؟
128- آن کدام ده است که یازده نمی شود؟
129- اون چی چیه که روش نقرس ، زیرش طلا؟
130- اون چیه که مال توهست ، اما خودت کمتر ازهمه به کارش می بری؟
131- آن کدام درنده است که آدم سرش را می خورد؟
132- آن چیست که در میان (گربه) ، ماهی است؟
133- منظور از خروس بیوه چیست؟
134- فرق چینی و ژاپنی در چیست؟
135- آن چیست که پر و خالیش یک وزن دارد؟
136- خداوند متعال چه می خورد ، چه می پوشد و چقدر توانایی دارد؟
137- از صفر تا صد چند تا 9 وجود دارد؟
138- آن چیست که دو پا دارد و دو پای دیگر هم قرض می کند و می رود و کسی هم به گردش نمی رسد؟
139- آن چه گرد سبز رنگی است که اگر در آب بریزند،قرمز می شود؟
140- نام گلی است که باحذف کردن حرف اولش روی آب شناورمی شود

.

.

 

 



1-نوار 2-ده نفر 3-موج 4-دتدان 5-لاک پشت 6- غاز7-ناودان 8-ساعت پاندول دار 9-شلغم نیم آن لنگ است درمعنی 10-لامپ11-شمع 12-قلم نی 13-ادویه 14-ردپا 15-انار 16-سال ماه شب وروز 17-شیرمادر 18-خواب 19-سایه 20-رسالت پیغمبری 21-سطح رودخانه نیل 22-خدادونمی شود وشب وروز هم سه تانمی شود 23-بهشت 24-نقطه 25-راز 26-قیجی 27-حرف ق 28-نیش 29- مدرسه 30- کتاب 31-اشک چشم 32-چغندر 33-شاه توت یا توت سیاه 34- چشم 35-عنکبوت 36- پیاز 37- انگور 38-خربزه 39-لیمو شیرین 40-ماه و ستارگان و خورشید 41- لاکپشت 42-هندوانه 43- قلیان 44- پسته 45- بادمجان 46- برف و یخ 47- نعل اسب 48- هوا پیما 49- ملخ 50- ماه 51- شمع 52- سماور53- خر بزه 54-شراب 55- خشخاش 56- انار 57- کبوتر 58- ماه 59- آسمان و ستارگان 60- هندوانه 61- نارگیل 62- انار 63- کمان 64-شمع 65- نامه66- شاتوت 67- هویچ یا زردک 68- نخل 69- شیر به حروف ابجد 70- نسیم-باد 71-آسیاب 72- انار 73- سر قلیان 74- زمین و ماه 75- سال، فصل ، شبانه روز و 24 ساعت 76- حنا 77-تبرزین 78- تخم مرغ 79- تخم مرغ 80- باد 81- مار 82- تخم مرغ 83- انار 84- گردو 85- دست تاس( آسیاب دستی ) 86- شلوار 87- قلیان 88- تخم مرغ 89- شمشیر به همراه غلاف 90- قوطی کبریت 91- کبوتر های سفید 92- سکه ، اشرفی 93- آتش در منقل 94- آسمان و ستارگان 95-تفنگ 96- کفش 97- مرگ 98- تخمه 99- انسان در دوران زندگی 100- آفتابه 101- نقطه 102- چشم 103- سکوت 104- آبکش 105- سایه خود ما 106- سوزن 107- غصه 108- خواب 109- جای پا 110- آینه 111- نامه درون پاکت 112- چین 113- کره 114- سیگار 115- خط 116- حرف واو 117- نقطه 118- دوست و دشمن 119- خدا 120- شب و روز 121- ماه های فصل و اضلاع مثلث 122- چهار فصل 123- پنجه دست و پا 124- شش دانگ هر چیز 125- هفت طبقه آسمان و ایام هفته 126- هشت پا 127- اعداد یک رقمی 128-انگشتان دست و دهگان 129- تخم مرغ 130- اسم 131- شیر 132- گرمابه 133- خروس بدون حرف واو است که خرس می شود134- چینی می شکند ، اما ژاپنی نمی شکند. 135- نوار کاست و ویدئو 136- خداوند متعال غم بندگانش را می خورد ،عیب آنان را می پوشد و قدرتش بی انتهاست 137- بیست تا 138- دوچرخه 139- حنا 140- شقایق

فاطمه رستمی
۲۳ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر